X
تبلیغات
علمی

علمی

نقش نيايش در سلامت و آرامش روان

 

نقش نيايش در سلامت و آرامش روان

 

يکی از مهم ترین مسائل دین مبین اسلام توجه به بهداشت جسمانی و روانی است. از دیدگاه آموزه های دینی هیچ انسانی حق ندارد که با انجام کارهای زیان آور و روی آوردن به امور ناشایست، به سلامت جسم و روان خود آسیب وارد کند و یا خود را در معرض هلاکت و نابودی قرار دهد. قرآن کریم در این زمینه می فرماید: «...لاتلقوا بایدیکم الی التّهلکة...؛(1) با دستان خود، خویشتن را به هلاکت نیندازید...».

نظر به این که مسئله سلامتی و بیماری هم برای فرد و هم برای جامعه از اهم موضوعات بوده، لذا همیشه بشر به دنبال کشف علل و عوامل پیدایش بیماری و راه های پیش گیری از آن بوده است.

هم چنین کشف و تبیین علل بیماری فقط مخصوص انسان های عادی نبوده، بلکه اولیای الهی هم سایر انسان ها را به رعایت و حفظ بهداشت جسم و روان سفارش نموده و به منظور شناسایی و راه های پیشگیری از ابتلا به انواع بیماری های جسمی و روانی راهکارهایی را پیشنهاد داده اند. یکی از این راهبردها بهره گیری از دعا و نیایش است که در این نوشتار به بیان اهمیت و تأثیر آن در سلامت روان و آثار روان شناختی اش خواهیم پرداخت. امید است که مورد توجه و عنایت نیایشگران واقعی قرار گیرد.

اهمیت و جایگاه نیایش

یکی از مهم ترین آموزه های تربیتی مکتب حیات بخش اسلام دعا و نیایش است. دعا همان خواست قلبی است که با زبان درخواست می شود و در واقع رفتاری است که طی آن فرد مستقیماً با خداوند ارتباط برقرار کرده و به راز و نیاز می پردازد. دعا وسیله تقرّب انسان به خداست. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «...ادعونی استجب لکم...؛(2) مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.» هیچ انسانی نیست که گرفتاری و مشکلات در زندگی نداشته باشد. بلاهای روحی همه انسان ها را تهدید می کند و ارتباط با خدا دردها را زایل می کند و باعث آرامش زندگی می شود.

امام صادق(ع) می فرماید: «دعا کن، زیرا شفای همه دردهاست.»(3) انسان در دعا با خدای خود مناجات می کند و از مشکلاتی که زندگی اش را نگران کرده به او پناه می برد. نیایش احساس مذهبی افراد را تقویت نموده و رابطه بین انسان با خدای خویش را مستحکم می سازد. انسان وقتی از دارنده تمام کمالات چیزی را طلب می کند و با او ارتباط برقرار می نماید، احساس لذت و سرور می کند و به عکس وقتی از غیر خدا چیزی درخواست می کند، احساس ذلّت و خواری می کند. این احساس عزّت و لذّت بر سلامت روان تأثیر می گذارد. راز و نیاز از جمله راه های معنوی ـ عاطفی یاری جستن از قدرت بی نهایت خداوند است، زیرا در انسان این گرایش وجود دارد که در سختی و فشار به قدرت و تکیه گاهی رو می آورد و چه قدرت و تکیه گاهی اصیل تر و قابل اعتمادتر از قدرت لایزال الهی که پناهگاه انسان واقع شود؟!

یکی از روان شناسان می گوید: «امروزه یکی از علوم، یعنی روان پزشکی همان چیزهایی را تعلیم می دهد که پیامبران تعلیم می دادند، زیرا روان پزشکان دریافته اند که دعا، نماز و داشتن یک ایمان محکم به دین، نگرانی، تشویش، هیجان و ترس را که موجب بیش تر ناراحتی های ماست، برطرف می کند.»(4)

بنابراین راز و نیاز علاوه بر این که غم و اندوه را زایل می کند، باعث اطمینان قلب و قدرت روحی می شود، زیرا انسان در نهایت به ویژه در وقت اضطراب غالباً با حضور قلب و خلوص نیّت رو به سوی خدا می آورد و با او درد دل می کند، عقده های خویش را بیرون می ریزد و اسرار خود را که در نهان گاهش هست، به زبان می آورد و تنها از او راه چاره و گریز را طلب می نماید و با آه و ناله تقاضای کمک می کند، به دیگر سخن وقتی نیایشگر از ژرفای دل دست به دعا بر می دارد، نوعی شادابی و بهجت و انبساط در درون خود احساس می کند که حاضر نیست با هیچ بهایی آن را از دست بدهد.

دکتر آلکسیس کارل می گوید: «دعا محکم ترین و بالاترین حلّال مشکلات است، تأثیر دعا واقعاً شگفت انگیز است قدرت دعا و نیایش نشانه آزاد شدن انرژی است، همان طور که به کمک تکنیک های علمی انرژی اتمی را آزاد می کنند، با استفاده از قدرت دعا و از طریق شگردهای علمی می توان انرژی معنوی را آزاد ساخت. آثار این قدرت انرژی زا بر بسیاری از مردم آشکار است.»(5)

آثار روان شناختی نیایش

نیایش از نظر روان شناختی آثار متعددی در روح و روان آدمی دارد که در ادامه این نوشتار به بیان برخی از شاخصه های آن خواهیم پرداخت.

1ـ رهایی از تنهایی و بیگانگی:

نیایش انسان را از انزوای درونی بیرون می آورد و به جمع پیوند می دهد. در حقیقت هم نشین شایسته ای است که تنهایی و غربت را به انس و الفت تبدیل می کند. شخصی که در حال دعا و نیایش است، نه تنها خود را بیگانه نمی بیند، بلکه با چشم دل می فهمد که در آن حالات عرفانی، مجموعه جهان هستی با او همنوا هستند، زیرا قرآن کریم می فرماید: «...و ان من شی ءٍ الّا یسبّح بحمده ولکن لاتفقهون تسبیحهم...(6)؛ هر موجودی تسبیح و حمد خدا را می گوید ولی شما تسبیح آن ها را نمی فهمید.»

2ـ روشن دلی:

دومین اثر از آثار نیایش روشن دلی است. انسان همین که به حکم ارتباط با معبود خویش جهان را به نور حق و حقیقت روشن دید، همین روشنی فضای روح او را روشن می کند و در حکم چراغی می گردد که در درونش روشن شده باشد. چنین فردی به خوبی مشکلات را می بیند و در پرتو عنایات خداوند متعال به حل مشکلات می پردازد و کم تر دچار اضطراب می شود.

 

3ـ کاهش ناراحتی ها:

زندگی بشر آکنده از شیرینی ها و تلخی ها، آسایش و رنج، پیروزی و شکست می باشد، لذا بشر موظّف است با طبیعت دست و پنجه نرم کند تا بتواند تلخی ها را به شیرینی و شکست ها را به پیروزی تبدیل کند.

نیایش و ارتباط با معبود در انسان نیروی مقاومت می آفریند و تلخی ها را قابل تحمّل می گرداند، به طوری که لذّت زندگی در دوره پیری برای مردم خداپرست و مؤمن از دوره جوانی بیش تر می شود و قیافه مرگ در چشم فرد با ایمان انتقال از دنیای فانی به دنیای باقی و از جهانی کوچک تر به جهانی بزرگ تر است. از این رو چنین فردی نگرانی ها و اضطراب خویش را از مرگ با کوشش در کارهای نیک که در زبان دین «عمل صالح» نامیده می شود، بر طرف می سازد و از نزدیک شدن مرگ دچار اضطراب نمی شود.

4ـ امید و نشاط:

هر انسانی که بخواهد با روانی شاداب و روحیه ای بالا با مشکلات زندگی مواجه شود و با امید و اطمینان، زندگی خویش را ادامه دهد، باید به نیایش پناه برد.

راز و نیاز با خداوند به انسان امید و توان می دهد! فرد احساس می کند که به پناهگاه مطمئن متّکی است و بدین سان احساس نشاط و توانمندی می کند و اگر این ارتباط با آن منبع عظمت و رحمت قطع باشد، احساس دلتنگی و نگرانی در او ایجاد می شود و به بیماری های روانی گرفتار می شود.

به این حقیقت بسیاری از روان شناسان و روان کاوان اشاره کرده اند و ایمان به خدا را اساس و پایه پیش گیری و معالجه بیماری های روانی می دانند.(7)

 

 

5ـ پرورش تمرکز ذهن:

اضطراب فکری و تنش های روانی از بیماری های مهلکی است که بشریّت قرن حاضر را تهدید می کند. روان کاوان و دانشمندان می کوشند تا راه های کاهش بار فکری انسان ها را پیش بینی کنند و به فکر و روان او استراحت دهند و او را از دگرگونی های روحی نجات دهند. مهار این پراکندگی های فکری و تنش های درونی شرط نخست دست یابی به نبوغ، درایت و فهم مسائل است. به همین دلیل سعی می شود مکان هایی که برای مطالعه و تحقیق در نظر گرفته می شود از آرام ترین، مطبوع ترین و دل انگیزترین مکان ها باشد تا امکان تمرکز ذهن و رفع نگرانی را فراهم آورد.

نیایش و پرستش اگر با شرایط باطنی و ظاهری انجام شود نه تنها ذهن را در مدار تمرکز می نهد، بلکه درون را نورانیّت و صفا می بخشد و اگر انسان حضور قلب و توجّه در نیایش را به خوبی درک کرده باشد، توان آن را پیدا می کند که در یک لحظه تمام قوای ذهنی را متوجه یک چیز بکند و آن پروردگارش می باشد.

6ـ برخورداری از لذّات معنوی:

یکی دیگر از آثار دعا و نیایش برخورداری از یک سلسله لذّت هاست که «لذّات معنوی» نامیده می شود. انسان دو گونه لذّت دارد: یک نوع لذّت هایی که به یکی از حواسّ انسان تعلّق دارد و در اثر برقراری ارتباط میان یک عضو با جهان خارج حاصل می شود، مانند لذّتی که چشم از دیدن و گوش از راه شنیدن و دهان از راه چشیدن می برد. نوع دیگر لذّت هایی است که با عمق روح و جان آدمی مربوط است و به هیچ عضو خاصّی مربوط نیست، مانند لذّتی که انسان از راه احساس و خدمت یا از احترام می برد که نه به عضو خاصّی تعلّق دارد و نه تحت تأثیر مستقیم یک عامل مادی خارجی است.

لذّات معنوی از لذّات مادی هم قوی تر هستند و هم پایدارتر و لذّت و نیایش و دعا برای کسانی که قدر آن را می دانند از این گونه لذّات است.

7ـ بر طرف کننده تکبّر:

انسان ذاتاً خواهان کمال و سعادت دنیوی و اخروی است و سعادت و کمال وی در گرو پرستش خدا و اطاعت از اوست، زیرا ممکن الوجود زمانی به کمال می رسد که به واجب الوجود بپیوندد و نیایش، این اکسیر عظیم، عبارت است از: تلاش و جلوه های معنوی اشرف مخلوقات در پیشگاه خالق اکبر.

در پرستش و نیایش گفتارها و کردارها برای تواضع و خشوع در مقابل حضرت حق تعالی است و با یاد او آرام و استوار است. امام سجّاد(ع) می فرماید: «خدایا! دل های ما را به یاد خود و زبان هایمان را به سپاس خود و اندام هایمان را به طاعت خود مشغول گردان.»(8)

8 ـ بازیابی خود

هنگامی که انسان به مادّیات و لذّت های حاصل از آن مشغول باشد و همواره در جهت ثروت اندوزی و جاه طلبی و بی بند و باری گام بردارد، به تدریج خدا را که مبدأ آفرینش موجودات است، فراموش کرده که این امر منجر به فراموشی خود واقعی می شود. قرآن کریم در این زمینه می فرماید: «ولاتکونوا کالّذین نسوا اللّه فانساهم انفسهم؛(9) و مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خداوند نفوس آنان را از یادشان برد.»

بنابراین انسان با نیایش و یاد خدا، خودِ واقعی خویش را که از عالم ربوبی است، باز می یابد و هرچه توجه او به خدا بیش تر می شود، به همان نسبت با خود آشنا می گردد و به خویشتن جانی تازه و آرامشی ویژه می بخشد.

9ـ خروج از غفلت:

آخرین پیامد و اثر نیایش که در این نوشتار بدان اشاره می شود، «خروج از غفلت»است.

طبیعت زندگی دنیا غفلت زاست، گاهی انسان را چنان به خود مشغول می سازد که همه چیز را فراموش می کند حتّی خویشتن را. دعا و نیایش فرصت خوبی برای بازنگری در اعمال و باز یافتن خویش و نجات از چنگال اهریمن عفلت را فراهم می سازد. نیایش انسان را متوجه معاد و روز جزا می کند و باعث خروج انسان از غفلت و بی توجهی می شود. سوره حمد را «سورة الدعاء» نامیده اند، زیرا وقتی انسان در هر روز در نماز چندین بار می گوید: «اهدنا الصّراط المستقیم»(10)به یاد راه مستقیم که راه اولیاء و هدایت یافتگان است می افتد و سعی می کند با اعمال و کردار خویش از مسیر صراط مستقیم نلغزد تا به مقام قرب الهی برسد و سعادت آخرت نصیب وی شود. والسلام...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پی نوشت ها ـــــــــــــــــــــــ

11. سوره بقره، آیه 195.

12. سوره غافر، آیه 60.

13. میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، ج 3، ص 284.

14. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج 1، ص 642.

15. حسن راشدی، نمازشناسی، ج 2، ص 67.

16. سوره اسراء، آیه 44.

17. روان شناسی یکتاپرستی، مهدی پروا، ص 86.

18. صحیفه سجادیه، ترجمه علی نقی فیض الاسلام، دعای یازدهم، ص 90.

19. سوره حشر، آیه 19.

20. سوره حمد، آیه 6.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 16:2  توسط احمد میرزازاده  | 

مد و مدگرایی

مد و مدگرایی

چکیده :

با توجه به هجوم همه جانبه مدهای مختلف در تمامی زمان ها و ایجاد بحران مد پرستی و گرایش های افراطی به سمت مدهای وارداتی ،جهت تنویر افکار عمومی، به خصوص قشرهای جوان و نوجوان که در معرض این، آسیب ها قرار دارند و تبیین اهداف کسانی که در تولید مد منافع کلانی را جستجو می کنند تا هم به نتایج مادی و هم تفکرات شوم فرهنگی خود نایل شوند. بر آن شدم تا در این نوشتار نکاتی را بیان نمایم تا شاید از سقوط اقشار مختلف به ویژه جوانان و نوجوانان به دام چاله های فریب و زینت ظاهری مدها، دستگیری شود.

در این نوشتار ابتدا مد را تعریف خواهیم کرد سپس به تاریخ ظهور مدها پرداخته ، آنگاه دلایل گرایش به مدها را مورد مداقّّه قرار داده و در پایان راه های پیشگیری و کنترل آن را بررسی خواهیم نمود.

مقدمه :

انسان ذاتاً تنوع طلب می باشد، گاهی این ذات و غریزه در مسیر سالم و صحیح پیش می رود و موازی با هنجارهای اجتماعی در بسترخود حرکت می کند. وزمانی نیز ساز مخالف زده، خلاف عادات جامعه حرکت می کند.

تنوع طلبی انسان، راه را بر روی بروز سلایق گوناگون گشوده و از همین مسیر است که برخی سلیقه ها بر اذهان دیگر افراد تاثیر گذاشته و درجامعه شیوع می یابد. به واقع مد، همه گیر شدن یک فکر وسلیقه در قالب تقلید است .(معیار-1384)

در طول تاریخ بشری مد هماره وجود داشته و منحصر به عصر حاضر نمی باشد. مد همیشه در چارچوب های تفکرات فرهنگی ظهور نموده ودر جوامعی که دارای اندیشه های عمیق و استوار تر بوده اند کمتر رسوخ یافته اما در جامعه هایی که دارای اعتقادات و تفکرات اصیل و معنوی نبوده اند بیشتر رخنه کرده است. البته مد همیشه آسیب زا نیست و موجب پیدایش نارسایی های فرهنگی و اجتماعی نمی گردد، بلکه گاهی به عنوان تجارب و دستاورد های بشری موجب پر باری و توسعه فرهنگ وتمدن جوامع مختلف گردیده، باعث زینت صوری و ظاهری زندگی مردمان خواهد بود.

شاید در ازمنه دور مدها موجب پیدایش تمدن هایی که اکنون ما وارث آنها هستیم شده است؛ اما امروزه به عنوان معضل و گره ای پیچیده درآمده است. ایرانیان هم همانند دیگر جوامع در معرض این آسیب قرار دارند و به همین علت است که مردم به خصوص جوانان و نوجوانان بایستی بیشتر از پیش هوشیاری به خرج دهند.

مدچیست ؟

واژه مد واژه ای فرانسوی است و در زبان فرانسه به معنی طرز ، اسلوب ، عادت ، شیوه ، سلیقه ، روش ، رسم و باب روز آمده است .

Mode  از ریشه لاتین modus  گرفته شده است . این واژه پس از جنگ جهانی اول ، به دنبال نفوذ تمدن غرب ، وارد زبان فارسی شد. و در اصطلاح ، عبارت است از روش و طریقه ای موقتی که بر اساس ذوق و سلیقه افراد یک جامعه و سبک زندگی از جمله شکل لباس پوشیدن و... را تنظیم می نماید .

نکته قابل تأمل در این تعریف ، موقتی بودن رفتار است ، بنابراین می توان گفت مد به تغییر سلیقه ناگهانی و مکرر همه یا بعضی از افراد یک جامعه اطلاق می شود. ( محمد نژاد ـ 1383 )

فرهنگ دهخدا مد را اینگونه تعریف می کند : لغتی فرانسوی به معنی روش و طریقه موقت که طبق ذوق و سلیقه اهل زمان ، طرز زندگی و لباس پوشیدن و غیره را تنظیم می کند .

شیوه متداول و باب زمان در شئون زندگی اجتماعی را مد گویند .

در زبان انگلیسی اصطلاح fashion  برای مد به کار می رود و تقریباً همان تعاریفی که برای مد در زبان فارسی و فرانسه آورده شد در ذیل واژه fashion نیز به کار می رود . روشی برای لباس پوشیدن ، رفتار کردن ، دکوراسیون یا یک علاقه که مد نظر قرار می گیرد .

دایرة المعارف تطبیقی علوم اجتماعی هم مد را اینگونه تعریف می کند :

شیوه های نسبتاً زود گذر کنش در آرایش شخصی یا طرز گفتار و بسیاری دیگر از رفتار ها ، تفاوت مد با رسم در آن است که خلاف رسم که دوام و دیرپایی ویژگی آن است . تازه تر محسوب می شود و تبعیت از آن بیشتر به خاطر تازگی آن است ، در جامعه شناسی ، به رفتار جمعی نوظهوری که به قدر رسم اجتماعی تثبیت نشده باشد ، مد اجتماعی می گویند .

" مد " ها الگوهای فرهنگی ای هستند که توسط بخشی از جامعه ، پذیرفته می شوند و دارای یک دوره زمانی  نسبتاً کوتاه اند سپس فراموش می شوند . (1) بنابراین ، « مدگرایی » آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و طرز زندگی و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم  کند و به  محض آنکه الگوی جدیدی در جامعه رواج یافت ، از آن یکی پیروی نماید . (2)

سیر تاریخی مد گرایی :

از نظر تاریخی ، این پدیده از جنبش دانشجویی دهه 60 فرانسه و جنبش های ضد جنگ ایالات متحده در دهه 60 تا 80 میلادی ، مدل لباس ، مدل موسیقی ، سر و وضع وآرایشی را به ارمغان آورد که حاصل جمع این مدها به مرور در جهان انعکاس پیدا کرد و حال که عصر ارتباطات است سرعت انتقال و کپی برداری از این مدها و مدلها بیش از پیش است . در دهه 70 میلادی جنبش هیپی ها و هیپیزم ، در دهه ی 80 میلادی مقوله پانک و پانکیزم و در دهه ی 90 میلادی رپ ها و ریپزم و حالا هم نوبت هوی و متال و متا لیکا و سپ یاراس است .

نکته جالب این است که این موج ها عمدتاً از ایالات متحده آمریکا به تمام جهان بویژه کشور های جهان سوم فرستاده می شود . در کشور ما هم مد گرایی در تمام سطوح اجتماعی رسوخ پیدا کرد و اگر روزی کسی را با موهای بلند سر ، سر می تراشیدند ، حال بسیاری مو های بلند دارند و این خاصیت مد است که همه چیز را بر می گیرد . ( جلالی فراهانی ـ1382 )

برخی رضا خان را بنیان گذار مد گرایی در ایران و تقلید از غرب می دانند و عده ای نیز معتقدند اولین محصلان ایرانی که در دوره قاجار برای تحصیل به اروپا سفر کردند ، مد را به ایران آوردند .

تاریخچه مد در ایران به دربار قاجارها می رسد . البته در آن زمان مدهای اروپا به  خصوص فرانسه فقط در دربار مشاهده می شد اما در دوره رضاخان تجدد و مدگرایی به مردم عادی هم تسری پیدا کرد و با ایجاد مغازه های خیابان جمهوری و شکل گیری طبقه متوسط ایرانی بحث مد داغ تر شد و هیپی گری اولین مدی بود که جوانان ایرانی از غرب اقتباس کردند . بر اساس اطلاعات موجود در ایران ، آقایان پیشگامان مدگرایی بوده اند ، آنها که در دوران قاجار و سال های اولیه حکومت رضاخان مجال بیشتری برای استفاده از مدل های غربی و آراستن ظاهر خود داشتند ، در سال های بعد کم کم عرصه را به خانم ها واگذار کردند . در یک نگاه کلی و جامعه نگر ، مدگرایی را می توان ناشی از عوامل و زیر ساخت های تاریخی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و روانی شناختی دانست .

ریشه های تاریخی مدگرایی به سال های بسیار دور بر می گردد . با نگاهی به تاریخ ایران ، در عصر سلطنت فتحعلی شاه و ناصر الدین شاه که پای ایرانیان به فرنگ باز شد، تا عصر رضاشاه که دوره حساسی را در تاریخ ایران رقم زد ، فصل متفاوتی در مدگرایی ایرانیان گشوده شد . از آن زمان که رضا شاه با سلطه ی سیاسی بر کشور ، نحوه و شکل لباس پوشیدن مردم ایران را تغییر داد ، تا کنون ، مد های مختلف در ایران ( و بخصوص در بین قشر جوان )، رایج گردیده است .

گرچه مد گرایی و غرب گرایی دو مفهوم جدا از هم و دارای تعاریف متمایز از یکدیگرند . اما سیر تحولات تاریخی ـ اجتماعی در ایران به گونه ای سرنوشت این دو مفهوم را با هم گره زده است که هر گاه سخن از مدگرایی به میان می آید ، مفهوم غرب گرایی نیز به ذهن ، تبادر می کند . زیرا پس از رشد تکنولوژی در اروپا ، سنت ها مورد انتقاد قرار گرفت و جامعه به تدریج ، اندیشه ها ، طرز زندگی و نوع لباس را تغییر داد . همین طور در ایران و کشورهایی نظیر آن ، رشد صنعت در رأس شعارها قرار گرفت و خیلی زود تر از آن ، نوع تفکر ، طرز زندگی و آداب لباس پوشیدن ، دستخوش تغییر شد . میل به اروپایی شدن در جامعه ی ایرانی باعث شد که جای باز سازی و نو سازی چار چوب اقتصادی ـ اجتماعی جامعه خود ، به نماها و نمادها و ظواهر صنعتی شدن توجه کنند که مهم ترین نمای اروپایی شدن ، پوشیدن لباس های اروپایی و ترویج مد های غربی به شمار می رفت . ایرانیان بر این باور شدند که باید خود و فرهنگشان را اروپایی کنند ، تا بدین ترتیب از ضعف و عقب ماندگی رهایی یافته ، در ردیف کشورهای پیشرفته قرار گیرند . بنابراین " مد گرایی " و " غرب گرایی " در ایران ، در یک بستر فکری و دوشادوش هم رشد کرده اند ، در حال حاضر نیز بیشترین مدهایی که در جامعه و بخصوص در بین جوانان رایج می شود ، بر گرفته از الگوهای غربی با همان انگیزه است .

حقیقت و مد گرایی :

در دنیای امروز معیارها کاملاً صوری و ظاهری است ، نه باطنی و معنوی . چون انسان تجربه تمام پدیده های لذت گرا را بدست می آورد ، بعد از مدتی ، زندگی اش به یک مدار بسته تسلسل و تکرار تبدیل می شود و بنای زندگی اش بر این قرار می گیرد که باید نوگرا باشد و تنوعاتی دست بزند که او را از این تکرار بیرون ببرد و نجاتش دهد . زیرا که جهانی که همه چیزش در حا ل تکرار است دلزدگی و ملا لت را در روح انسان پدید می آورد و بنابراین انسان امروز انسانی است کم حوصله تر ، خسته تر ، پژمرده تر ، افسرده تر و دلزده تر . ( جلالی فراهانی ـ 1382 )

مد و مد گرایی از مسائل روز و مهم جامعه است . این موضوع از جنبه های گوناگون اعتقادی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و روانی بررسی و دید گاه های متفاوتی درباره آن بیان شده است . افرادی ، آن را نشانه رشد و تمدن بالا می دانند. در مقابل نیز افرادی به شدت با آ ن مخالفت می کنند و آ ن را نوعی خود باختگی و بی هویتی می دانند . در این میان ، افرادی می کوشند با جدا سازی مدهای خوب و بد و یافتن اشتراک میان این دو گروه ، آنها را آشتی دهند ، ولی خود به سر در گمی در تعریف "مد خوب " و "مد بد " دچار شده اند .

مد گرایی را به طور مطلق نمی توان رد کرد و از سویی ، پذیرش کامل و بی چون و چرا آن نیز عاقلانه نیست ، بلکه میانه روی در مد گرایی و مراقبت داشتن بر هماهنگی آن با فرهنگ و مذهب و ملیت خویش ، مناسبت ترین راه برخورد با مد و مدگرایی است .

گستره مد به اندازه گستره ی زندگی انسان است و تمامی شئونات آن را در بر می گیرد . تغییرات مد گونه ، در علوم و فنون نظریه ها، گرایش به جنبه های مختلف علمی ، ا لگوهای ترتیبی ، سبک منش و رفتار ، پوشش ، آرایش ، محیط آرایی و... قابل تسری است . با وجود آنکه مد و مد گرایی کل گستره ی زندگی اجتماعی را در بر می گیرد ، پوشاک و سبک و شیوه آرا یش ، شاخص ترین کالای مد شونده محسوب می شوند.

مد و مدگرایی را می توان از جهتی مولود مدرنیسم دانست ؛ زیرا مدرنیسم ، نگاه نو به عالم  و آدم است ؛ نگاه و شناختی که بر خاسته از زیستن در( اکنون ) گسستن از ( گذشته ) است و صریحاً با مفهوم ( tradition  ) در تقابل می افتد. « مدرنیته » که شکل عینیت یافته فرهنگ مدرن  است  همراه وهمزاد با گذر از گذشته به حال ، نواوری ، تجدد و سلیقه ومد است . از این رو مدرنیته همراه خود را در ستیز و چا لش با کهنه گی ، رکود ، قدمت وسنت و پیروی از هنجارهای پایدار قرار می دهد و کشش و تمایل آن به سوی تجدد و نوآوری در فرهنگ و ارزش های اجتماعی است . بنابراین مدگرایی و نوآوری در تفکر و رفتار( به معنای رایج آن ) به عنوان نماد و اندیشه ی مدرنیسم قلمداد می شود(3) و ازآنجا که جوامع غربی موطن و مظهرمدرنیته ومدرنیسم بودند فرایند مدرنیزاسیون ( مدرن سازی ) و اشاعه ی  طرح ها و مدهای نو ، در واقع با غربی سازی  و غرب گرایی کاملاً هم افق و بلکه معادل خواهد بود ، و این ، خود می توانند از زاویه ای دیگر رابطه ی مد گرایی و غرب گرایی را نشان دهد .

مد به عنوان پدیده ای اجتماعی مختص جامعه و فرهنگ خاصی نیست و پیدایش و افول مد ، پنج مرحله شامل آفرینش ، معرفی مد ، تبلیغ مد ، تولید انبوه و تقاضای مد جدید را طی می کند . بهره برداری نظام سرمایه داری از رواج مد ، منجر به تغییرات فرهنگی ـ اجتماعی در کشورهای مخاطب می گردد .

مد یک نهاد اجتماعی است یعنی شبکه ای از روابط اجتماعی که متضمن ارزش ها و هنجارها ست و نیازی را بر آورده می کند ، مد گرایی حاصل زندگی انسان معاصر نیست . بلکه در تمام دوران زندگی بشر بوده و هست و خواهد بود ، اما جوانان ونوجوانان بنا به مقتضیات سنی و نیازهای گوناگونی که دارند در برخی از قلمروها هم چون لباس و آرایش ظاهری بیشتر از دیگران در معرض جریان مد گرایی قرار می گیرند .

ریشه ها وعلل گرایش به مد ومدگرایی :

آفرینش انسان به گونه ای است که همواره او از حالت یک نواختی گریزان بوده و در مقابل ، همیشه از تحول و نوآوری و تنوع در شکل و شیوه زندگی استقبال می کند . این تمایل در حالت عادی و در صورتی که پذیرش تحول و نوآوری از روی آگاهی و به صورت تدریجی آرام صورت پذیرد، ظاهر زندگی آدمی را خوشایند و دلپذیر می سازد . بنابراین ، می توان گفت میل به خود آرایی و زیبا سازی محیط زندگی امری فطری است که به برکت آن هم زمینه آراستگی صورت ظاهری محیط زندگی انسان فراهم می گردد و انگیزه تعالی و تداوم زندگی اجتماعی و روابط صحیح انسانی تقویت می شود. و بدین سان عواملی که موجب ایجاد نفرت و انزجار افراد از یکدیگر و یا موجب یک نواختی زندگی بشر می شوند ازمحیط حیات اجتماعی  دور شده و جنبه های مثبت کمال خواهی وزیبایی دوستی فطری انسان روز به روز شکوفاتر می گردد.

البته از این نکته نیز نباید غافل شد که گرچه یکی از جلوه های کمال جویی و زیبایی دوستی انسان به ویژه در دوره جوانی توجه به زیبایی ظاهر است اما باید مراقب بود که این فرایند ، از حالت طبیعی خود خارج نشود .زیرا همه استعداد های فطری اگر از حالت طبیعی و معقول خود خارج شود ، جنبه انحرافی پیدا کرده ،آ ثار سویی به بار می آورد . به عنوان مثال میل به خود آرایی ، که ریشه در کمال جویی و زیبا پسندی فطری انسان دارد ، اگر از روی غفلت و یا در نتیجه افراط و تفریط یا تحت تأثیر القائات غلط عوامل جانبی از مسیر طبیعی و درست خود خارج شود ، سر از اموری چون خود نمایی ، فخر فروشی ، خود پسندی و مد پرستی و ... در می آورد .

عواملی که هر یک از آنها به نوبه خود ، موجب پیدایش انواع نارسایی ها و هوس بازی ها و  رقابت های غلط و اسراف و تبذیرها خواهد شد و انسان را به حیوانی پست تبدیل خواهد کرد.  بنابراین در تبیین ریشه مد گرایی می توان گفت که پیروی از مد و زیبایی خواهی و تنوع پسندی ریشه در نهاد انسان دارد که نیاز هایی چون تنوع و زیبا خواهی و کمال جویی فطری منشأ اصلی آن محسوب می شود . اما صورت های افراطی رایج این گرایش ، که تحت عنوان مد پرستی شناخته می شود ، در نتیجه جهل و نا آگاهی و ضعف ارزش های معنوی و تبلیغات وسیع دشمنان و خود باختگی و  تقلید کورکورانه از دیگران و یا آلوده شدن به رذایلی چون خود نمایی ، فخر فروشی ،  احساس حقارت و خود کم بینی و . . . پیش می آید که برای افراد جامعه بسیار خطر ساز است  و باید از آن پرهیز نمود .

مهم ترین علت ، فطرت و ذات انسانها و آن هم حس کمال جویی و زیبا دوستی آنها ست ولیکن صورت های افراطی آن یعنی مد پرستی نتیجه جهل و نا آگاهی و ضعف ارزش های معنوی و تبلیغات وسیع نظام های سرمایه داری و سود جو و یا آلوده شدن به رذایلی چون خود نمایی ، فخر فروشی به وجود می آید . ( محمد نژاد ـ 1383 ) تبلیغات فریبنده کشورهای غربی جهت تضعیف نظام اعتقادی و ارزش های سایر جوامع بخصوص جوامع اسلامی ، عدم برنامه ریزی مناسب جهت اوقات فراغت و هم نشینی با دوستان ناباب . در دنیای امروز ، اصل بر ارضای غرایز نیست بلکه اصل بر تنوع در ارضای غرایزاست و در این راستا برخی شبکه های ماهواره ای که به شبکه نیوشون معروف است 24 ساعته کارشان تولید و عرضه مدهای جدید است . ( همان منابع )

رواج مد گرایی در کشورهای جهان سوم به دلیل اهداف سیاسی ، جان گرفتن فاشیسم اقتصادی یکی از راههایی که برای رشد و نمو در جهان پی گرفته شد ، بهم ریختن مسیر پاسخگویی به نیازهای مردم و تحمیل مد پرستی و مد جویی به عنوان یک نیاز بود و درکشور ایران و جهان سوم مد گرایی برای اهداف سیاسی بکار برده شد . ( شفیعی ـ 1383 ) عملکرد نا صحیح آموزش های رسمی مدرسه و رسانه های جمعی و اعمال دلالهای بین المللی بازرگانی و احساس خلاء با مد پرستی . عدم پذیرش ، عدم تحلیل صحیح و منطقی و عدم برخورد حساب شده فضا های جدید توسط دیدگاه های نسبتی ( معیار های جدید ابزارهای مختص خود را می طلبد ) لذا نوجوانان و جوانان که با فضای خالی و مستعد برای پذبرش الگو های جهانی که با قدرت و عزم جدی رسانه های غربی مواجه است به سراغ الگو های جهانی و غیر بومی می روند . وجود فیلم هایی هم چون ، هری پاتر که به محض ورود به کشور ما ، به سرعت در سراسر کشور پخش می شود و در دسترس نوجوانان و جوانان قرار می گیرد . برای جوان و نوجوان کرد ، بلوچ ، ترک ، لر، عرب و فارس ما ، هری پاتر پدیده قرن 21 است که تمام آرمان های یک نوجوان را برای یک زندگی متعالی در خود دارد . آن هم با جادو و جادوگری که در فرهنگ ما امری قبیح است در این ماجرا به وضوح می بینیم که این الگو دادنها با تمام مبانی روانشناسی مدرن منطبق است و مبتنی بر کشفیات باطن انسان و روان اوست .ا لگو دهنده راههای نفوذ را دقیقاً می شناسد و به این ترتیب ، بر تمام جهان تأثیر می گذارد این در حالی است که این قدرت تأثیرگذاری در کنار کاهش قدرت مراجع سنتی ما قرار می گیرد ونتیجه  این می شود که گرایش بیش از پیش به سمت مدهای وادراتی است .(جلالی فراهانی ـ 1383)

زمینه های تاریخی بحران هویت به عنوان عامل تسهیل کننده مدگرایی افراطی و شیوه برخورد ما با تمدن غرب در حدود 2000 سال پیش در مقابل پیشرفت های علمی غرب که عمدتاً بردو رویکرد متکی بود : 1ـ طرد ، نفی و انکار 2ـ مرعوب شدن ، خود باختگی و تسلیم و رویکرد که مبتنی بر اخذ و اقتباس آگاهانه از پیشرفت های علمی و صنعتی غرب همراه با حفظ ارزش ها ، اصالتها و فرهنگ و تمدن خود می باشد ، چندان مورد توجه واقع نشد ، که ایرانیان برای پر کردن فاصله طولانی علمی با غرب ، به غرب گرایی و غرب باوری و جدا شدن و دست کشیدن از هویت و فرهنگ خودی خود پرداختند و این باور در اذهان عده ای بوجود آمد که بر قطع پیوند با ریشه های فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی و نفس خویشتن راه چاره نیست . ( زنگنه ـ 1385 )

علل گرایش به مد به ویژه در زنان از رویکرد های مختلفی قابل تبیین است . در دیدگاه روانشناسی نیاز انسانها به خود نمایی و زیبایی زمینه مدگرایی را فراهم می سازد . بر مبنای دیدگاه جامعه شناختی ، مقولاتی چون ا لگو و فرهنگ مصرف ، سبک زندگی ، رهبران مد و بدن آگاهی ، در تبیین گرایش به مد مطرح می شود . بی تردید پدیده مد با طبقه اقتصادی ـ اجتماعی افراد ، نقش رسانه های جمعی ، فرایند جهانی سازی و نظام سرمایه داری مرتبط است . برجستگی مد در هویت بخشی به زنان و پارادوکس توجه به جسم و روح ، زنان را با چالش های هویتی در ابعاد مختلف مواجه می سازد .

شبکه های تلویزیونی ، مطبوعات و پایگاه های فعال اینترنتی ، انواع مدهای جدید را تبلیغ می کنند و از این طریق ، زمینه را برای گرایش خانواده ها و به خصوص جوانان به سوی مدهای نو محیا می سازند . رونق گرفتن تجارت فرا مرزی ، افزایش تولید و خدمات ، افزایش تقاضای مصرف کنندگان ، به وجود آمدن رفاه نسبی در زندگی طبقه متوسط ، انسان ها را به سوی ظاهر آراسته و توجه بیشتر به ظواهر زندگی سوق داد . در عصر ارتباطات و رسانه های برون مرزی ، دنیای بی انتهای تبلیغات ، چرخه تولید و مصرف را چنان گسترش داده است که به دنبال آن خیابان های تهران پر می شود از لباس های زرد ، سبز ، نارنجی و قرمز ، کفش های هری پاتری ، شلوارهای کوتاه ، کرکره ای ، گت ، مانتو های آستین کوتاه ، بلوز های تنگ ، موی تن تنی و تیفوسی ، رنگ مو های فانتزی . علاوه بر زیر ساخت های تاریخی و اجتماعی ، مدگرایی در بین جوانان از یک سری اصول و سازه های روان شناختی نیز تبعیت می کند و با انگیزه ها و نیازهای چندی در ارتباط است .

1ـ تنوع طلبی و نوع گرایی : جوانی ، فصل تازه ای درزندگی و سرآغاز ورود انسان به جهان پر شور و رنگارنگ است که غرایز طبیعی در شکل دهی آن ، نقش اصلی را بر عهده دارند . استقلال طلبی ،تنوع دوستی ، هیجان خواهی ، نقد گذشته و نوگرایی از جمله ویژگی های دوران جوانی است که به شد ت ، تمایل به امروزی شدن و نوگرایی به درجات مختلف در هر نوجوان وجود دارد و گواه نیاز وی به شکستن قالب های موجود ، فاصله گرفتن از هنجارهای پیشین و رسیدن به هویتی متمایز از کسانی که پیش از او بوده اند و همچنین گرایش به فاصله گرفتن از والدین است . این نیاز ، زمانی که نمود بیرونی به خود می گیرد و در رفتار جوان منعکس می شود ، به صورت مدگرایی ظاهر می گردد .

2ـ مد گرایی و همانند سازی : همانند سازی در مکتب روان تحلیل گری به فرایندی ناهشیار اطلاق می شود که فرد ، طی آن ، ویژگی ها ( نگرش ها و الگو های رفتاری ) ی فرد دیگری را برای خود سر مشق قرار می دهد و با تقلید از نگرش ها و ویژگی رفتاری وی احساس می کند که مقداری از قدرت و کفایت او را نیز بدست آورده است .(4) منبع اصلی همانند سازی در دوران کودکی والدین هستند ؛ زیرا کودک ، اولین و بیشترین برخورد را در زندگی با والدین خود دارد ؛ اما در دوران نوجوانی که فرد از والدینش فاصله می گیرد ، الگوهایی را که با آنها شبیه کرده است ، از دست الگوهای دیگر ، یعنی از طریق همانند سازی های جدید با دیگری ،پر می شود. به اعتقاد روانشناسان ، همین خلاء و احساس ناامنی و ناشی از آن باعث می شود که نوجوان در مسیر خود به راه حل هایی متوسل شود که این راه حل ها از طریق همانند سازی با شخصیت هایی است که الگوی نوجوان قرار می گیرند این شخصیت ها می توانند شخصیت های معرف گذشته ، هنرپیشه سینما ، نوازندگان و آوازخوانان ، و یا گروه های مختلفی مانند "هیپی " ها باشند و فرد ، خود را از نظر ظاهری شبیه آنها ساخته ، در شیوه لباس پوشیدن طرز رفتار با آنها همانند سازی کند . به محض اینکه هنرمند یا ورزشکار لباسی را بپوشد و در صحنه ای ظاهر شود ، جوانان با وی همانند سازی نموده ، سعی می کنند به عنوان مد آن را در جامعه طرح کنند.

3ـ رقابت و چشم و هم چشمی با دیگران : انگیزه رقابت و هم چشمی با دیگران ، از دیگر عوامل پیروی از مد در بین جوانان و نوجوانان محسوب می شود . این انگیزه در همه ی افراد وجود دارد و به گونه های مختلف بروز می کند . رقابت اگر در زمینه های مثبت جهت داده شود ، باعث پیشرفت و تکامل معنوی فردی می شود ؛ اما اگر جهت گیری آن به سوی امور مادی و مدپرستی باشد و فرد ، سعی کند از لحاظ ظاهری ( مثلاً در سبک و شیوه ی لباس پوشیدن ) از دیگران عقب نماند ، سرانجام خوبی نخواهد داشت . (5)

4ـ مدگرایی و التزام ناشی از دوستی : یکی از عوامل پیروی از مد در بین جوانان و نوجوانان ، ترس و نگرانی از مجازات های خصوصاً غیر رسمی از دوستان است . لذا تحقیر و تمسخر ، پوزخند زدن و متلک گفتن اطرافیان و ترس از آن ، باعث می شود که جوانان و نوجوانان از مدهای رایج پیروی کنند .

5 ـ مدگرایی و جلب توجه دیگران : افرادی هستند که با تعویض و تغییر هر روزه ی لباس و آرایش خود و خریدن لباس های گران قیمت و مد روز ، در صدد جلب توجه ی دیگران بر می آیند . استفاده از لباس های چسبناک و براق و رنگارنگ ، جوراب هایی شبیه تورماهیگیری ، کفش های با پا شنه های  خیلی بلند ، آرایش تندی با رنگ های غیرطبیعی و . . . ( که بیش از همه در بین جوانان و بخصوص در دختران رایج است ) ، باعث جلب توجه دیگران شده ، نگاه هایی را به خود معطوف می دارد .

6 ـ مدگرایی و تشخیص طلبی : برتری جویی و تشخیص طلبی از دیگر عوامل پیدایش مد در بین جوانان است . افرادی که خود را برتر از دیگران و مربوط به قشر مرفه جامعه می دانند ، سعی می کنند این برتری را در گویش ، لباس پوشیدن ، محیط آرایی و سبک آرایش و زیورالات خود نشان دهند و لذا مدهای جدید را مطرح می کنند . توراشتاین ویلن (Veblen Thrstein  ) مد را وسیله ای برای این که افراد ، نشان دهند ثروتمند و با شخصیت و یا دارای اندیشه ای خاص هستند ، می داند ؛ (6)  لذا به محض اینکه مدی در جامعه گسترده شد ، اشراف زادگان و ثروتمندان به سراغ این مد جدید می روند ؛ زیرا مد قدیمی دیگر آنها را از طبقات دیگر جامعه متمایز نمی کند .

استعمارو سرمایه داری و ترویج مدگرایی :

آنچه که امروزه به عنوان مد و بصورت افراطی آن در جوامع مختلف رواج می یابد، شکل مذموم و نا پسند آن است که عموماً از سوی کشور های سرمایه داری غربی به سایر کشورها رواج می یابد . هدف از ترویج این نوع از مد، تضعیف ارزش ها ، هنجارها، الگوهای فرهنگی و در ادامه تضعیف اقتصاد، فرهنگ و سلطه سیاسی برسایر جوامع است .( محمد نژاد ـ 1383 ) متأسفانه سود جویان در عرصه های فرهنگی، سیاسی واقتصادی برای رسیدن به این اهداف به دنبال نوجوانان و جوانانی هستند که در عرصه تجلی شکل گیری هویتی منسجم یا از هم پاشیدگی هویتی با مهم ترین جوانب رشد روانی ـ اجتماعی خود ( انتخاب ارزش ها ، باورها و اهداف زندگی ) دست و پنجه نرم می کنند تا شاید در حفظ تعادل میان « وحدت با خود » و «حضور در تجربه باطنی دیگران » به احراز هویت برسند و اگر این تعادل بهم بخورد دچار اختلال یا بحران هویتی می شوند ( زنگنه ـ 1385 )

گرچه استعمار به عنوان یکی از دستاوردهای منفی عملکرد بشر وانحراف از اصول عقلانی  و فضائل اخلاقی در طول تاریخ مطرح می باشد ، اما اهداف و شیوه های آن در دوره های مختلف ، کم و بیش متفاوت بوده است. پس ازدوره رنسانس ، به ویژه مقارن با وقوع انقلاب صنعتی در جهان ، زمانی که نیروی ماشینی جانشین قدرت بازوی انسان شد و در نتیجه ، تولید انبوه کالاهای صنعتی جهان ، وارد بازارهای داخلی بسیاری از کشورها گردید ، استعمارگران در صدد برآمدند تا اولاً ، بازارهای مصرف جدیدی برای محصولات خود به دست آورند و ثانیاً ،  کمبود مواد خام صنایع خود را از طریق دستیابی به منابع و امکانات  بالقوه کشورهای دیگر جبران نمایند. در فرایند جدید ، شکل جدیدی از استعمار پدید آمد که مشخصه مهم آن ، تولید بیشتر برای مصرف بیشتر، با هدف تحصیل سود بیشتر بود. در شرایط جدید، اهداف استعماری از طریق شیوه هایی چون  جنگ و سلطه نظامی و تهدید های سیاسی دیگر کار ساز نبود ، لذا استعمار گران این بار، استعمار فرهنگی را در رأس برنامه های خود قرار دادند ، تا از این طریق ، زمینه را برای سلطه سیاسی و اقتصادی خود فراهم سازند . (7) بدین منظور برنامه های زیر را به اجرا در آوردند :

1ـ جلوگیری از رشد آگاهی مردم : از آنجا که مهم ترین عامل نفوذ و موفقیت استعمارگران در طول تاریخ ، جهل و ناآگاهی مردم است ، در دوره جدید نیزاستعمارگران با استفاده از شیوه های مختلف و ابزارهای پیشرفته تلاش نمودند تا از راه مشغول ساختن مردم به کارهای غیر مفید و سرگرمی های غفلت زا آنان را از توجه به مسائل اساسی و منافع اصلی خود باز دارند . برای تحقق این هدف به ساختن فیلم هایی با اهداف و پیام خاص و همین طور گسترش فساد و بی بندوباری و اعتیاد به مواد مخدر و . . . روی آوردند .

برای مثال ، اگر فرهنگی مبتنی بر اصول و عناصر مثبتی همچون ظلم ستیزی ، شجاعت ، قناعت ، عزت نفس ، ساده زیستی ، عفت و پاک دامنی و . . . باشد هرگز با عناصر فرهنگی ای همچون تجمل گرایی و مدپرستی ، اسراف ، تبذیر ، بی بندوباری ، و فحشا و تسلیم در برابر بیگانگان و . . . سازگار نخواهد بود . بنابراین استعمار با تغییر عناصر فرهنگی مثبت و جایگزینی عناصر منفی به تحذیر و استحاله فرهنگ های بومی همت می گمارد .

2ـ تحمیل فرهنگ و ارزش های واردادتی : وقتی پایه های فرهنگ بومی جامعه ای ، در اثر تبلیغات گسترده و شیطنت استعمارگران سست شود ، اموری چون خود کم بینی ، احساس حقارت و در نهایت ، خودباختگی فرهنگی پدید می آید ، اموری که در نهایت ، زمینه ساز پذیرش سوغات و عناصر منفی فرهنگ بیگانه را فراهم می آورد .

با پذیرش فرهنگ بیگانه ، طبعاً بازار فروش کالاهای فرهنگی و مصرفی بیگانه در داخل اشباع می شود . بدین سان ، نیروی ابتکار ، خلاقیت و مهم تر از همه هویت فرهنگی کشورها مورد هجوم قرار گرفته ، دچار بحران می شود و اعتماد مردم به ویژه قشر جوان ، نسبت به اصول فرهنگ بومی از بین می رود و زمینه پذیرش فرهنگ بیگانه فراهم می گردد .

استعمار با تبلیغات گسترده خود پذیرش ارزش های فرهنگی بیگانه را تنها راه پیشرفت و سعادت می داند . در چنین شرایطی ،به طور طبیعی ، پای بندی به اصول اخلاقی و باورهای دینی جامعه ، نماد انحطاط و جمود فکری ، و پذیرش فرهنگ بیگانه نشانه پیشرفت تمدن تلقی می شود . وقتی زمینه پیروی از الگوهای جدید در میان قشر جوان فراهم شد ، مدگرایی وتقلید از نوع پوشش و برخی هنجارهای بیگانه رواج پیدا می کند . ترویج این امر ، علاوه بر تشدید روحیه مصرف گرایی و تجمل پرستی ، منجر به تغییر ارزشها و انهدام نظام فکری نسل جوان می شود ، انهدام چیزی که از سرمایه های اصلی هر جامعه ای است .

آسیب شناسی مدگرایی جوانان :

مد و مدگرایی پدیده ای است که کما بیش در میان همه اقشار جامعه وجود دارد ، اما در این میان ، جوانان ونوجوانان بیش از دیگران به «مد» اهمیت می دهند و « مدگرا » هستند . امروزه جوانان با گسترش وسایل ارتباط جمعی و فناوریهای جدید رایانه ای ، ارتباطات گسترده ای با جوامع و فرهنگ های گوناگون یافته اند و موقعیت آنها در شناخت و فهم ارزش  ها ، باورها و انتخاب هنجارهای مطلوب ، پیچیده تر و مشکل تر شده است و چه بسا زمینه های موجود ، باعث شده تا جوانان ونوجوانان به رفتارها و هنجارهای متضاد با ارزش های جامعه ی خویش رو آورند. یک روز مانتوهای بلند و روز دیگر مانتوهای کوتاه ، یک روز آرایش موی سر به سبک آلمانی وروز دیگر موهای بلند و اصلاح نشده ، زمانی شلوارهای  با پاچه ی گشاد که روی  زمین کشیده می شود ،و زمانی دیگر ، شلوارهای تنگ و کوتاه ، مد می شوند . اگر از این همه افرادی که عادت کرده اند رفتار و نوع سبک لباسشان را طبق آخرین مد های رایج تنظیم کنند ، بپرسید که به چه علت این کار را کرده اند ، یا مثلا این آرم و کلمه ی روی لباس آنها چه کارکردی دارد ، به سختی بتوا ن پاسخ متقاعد کننده ای شنید ، جز آنکه : « خب ، قشنگه » « برای اینکه مده ! » ، « همه می کنند ! » و . . .

این پاسخ ها گرچه سطحی بنظر می رسند ، اما در یک تحلیل روان شناختی نشان دهنده ی نوعی از « تعلق گروهی » ، « نوجویی » ، « تنوع طلبی » و گرایش جوانان به « امروزی شدن » است و کاملاً یک پدیده ی طبیعی و ناهنجار درجهت ارضای این نیازها محسوب می شود ؛ (8) اما از آنجا که هماره کالای مد شده ، شیوه های رفتاری ، هنجاری و ارزش های خاصی در بین جوانان و نوجوانان رونق و شیوع می یابد و مد ، عاملی می شود برای انتقال هنجار و ارزشی از جامعه ای به جامعه ای دیگر ، بررسی زمینه ها و پیامد های مدگرایی ، یکی از موضاعات مهم در جامعه ی ما محسوب می شود که این نوشتار ، نگاهی است گذرا به همین موضوع . می توان جوانان مدگرا را بر مبنای ، معنای عمل و انگیزه آنان در پیروی از مد به دو دسته مستقل ـ یکی جوانانی که مدگرایی آنان به معنای پیروی از خرده فرهنگ گروههای مطرود و حاشیه ای است و دیگری جوانانی که معنای عمل پیرویشان از مد صرفاً جنبه خود آرایی یا خود نمایی دارد ـ تقسیم کرد ، ارتباط با جنس مخالف یکی از عناصر مهم خرده فرهنگ جوانان مدگرا است و تعلق زیاد به گروه همسالان یکی از مشخصه های دیگر آنان می باشد . شیوه های عمل جوانانی که عضو یا تمایل به عضویت در گروه های مطرود و حاشیه ای دارند درتعارض جدی با هنجارهای استاندار جامعه است .

وقتی بعضی از جوانان به دلیل پوشیدن لباس های غیرمعمول و یا اصلاح و آرایش خاص موی سر و صورت و انجام دادن برخی رفتارهایی که با فرهنگ و رسوم اجتماعی ما همخوانی ندارد مورد اعتراض قرار می گیرند، عمل خود را به عنوان مد و مدگرایی توجیه می کنند. جای شگفتی است که نه تنها برخی افراد به محض شنیدن چنین پاسخی قانع می شوند و از پی گیری موضوع خودداری می کنند، بلکه در مواردی هم مشاهده می شود که عده ای از آنان،

بدون توجه به آثار و پیامد این قبیل رفتارها،درصددند که خود نیز از آن شیوه تبعیت کنند. روشن است که این قبیل تقلیدهای کورکورانه درموارد بسیاری، برای فرد و جامعه گرفتاری ها و مشکلات زیاد فرهنگی و اقتصادی ایجاد می کند. به گونه ای که در نتیجه بی توجهی به این مساله، گاهی اساس نظام اعتقادی و کیان نظام اجتماعی جامعه دچار خطر و انحراف می شود و به موازات سست شدن بنیان های اجتماعی، زمینه تسلط فرهنگی و به دنبال آن، تسلط سیاسی استعمارگران فراهم می شود.

مدگرایی ، گرچه ریشه در نیازهای طبیعی جوانان دارد و برخاسته از روحیه ی نوگرایی جوانان است ، اما به لحاظ آنکه مدها و مدل ها نمایانگر علایق و ارزشهای مسلط یک زمان و یک قشرخاص اند و افزون بر آن ، می بینیم که امروزه جوانان ما از مدهایی ( چون : رپ ، هوی ، متال و . . . ) پیروی می کنند و ناخواسته به هنجارهایی رو می آورند که چه بسا با فرهنگ و ارزش های اجتماعی ما در تضاد هست ، پس می توان گفت که مدگرایی در جامعه تا حدود زیادی کارکرد منفی به خود گرفته است و پیامد های آن ، بشدت ، جوانان ما را تحدید می کند ،  لذا بحث از آسیب شناسی مدگرایی ضرورت می یابد .    

پیامد های منفی مدگرایی :

با توجه به اینکه بیشتر مدهای رایج در جوانان و نوجوانان بر گرفته از الگوهای بیگانه و غیر خودی است ، می توان گفت که مدگرایی به معنای جدید آن ، نوعی از خود بیگانگی و تقلید از فرهنگ غربی را القا می کند ، تا آنجا که الان بعضی از جوانان از نوک پا تا فرق سرشان غربی است و حتی وقتی نگاه می کنی ، می بینی کلمات یا جملاتی بر روی لباس یا داشبرد ماشین یا آیینه و کمد شخصی یا در ورودی مغازه شان نوشته شده که کمتر ارتباطی با زندگی شخصی یا آرمانها و علایق فردی آنها دارد و گاه حتی معنای آن را نیز به درستی نمی دانند و شاید اگر بدانند ، موجب شگفتی ، خنده یا ناراحتی شان بشود ، عبارتی مثل : « ما پسران شیطانیم » ، « گروه لجن ! » ، « سفید، اما آشغال » ، « گروه سیاهان بو گندو ! » ،« زیبایی کثیف » ، « عشق نشئه » ، « گناه تا مرگ » ، « بوسه بر صندلی الکتریکی » و . . . این ، چیزی است که از مدگرایی یا مدپرستی جوانان امروز ما به چشم می آید ؛ چیزی که شاید بتوان گفت تا حد زیادی ، ناشی از تقلید کورکورانه و غفلت از خویش است ؛  چرا که کلمات و عبارات بالا ، شعارهای آخرین مدهای شخصیت ای است که غربی ها به جوانان جهان تقدیم کرده اند ، در حالی که جوانان امروز ما ، نگاه خاص خودش ، شخصیت خودش و حتی مشکلات خودش را دارد ! تقلید هر روزه ازآخرین مدهای رایج در جهان غرب ، به چه معنا ست ، جز : ازخود بیگانگی ، بحران هویت ، تزلزل شخصیت ، وابستگی اقتصادی ، احساس حقارت و . . . ؟

از همه دردناک تر ، این است که بسیاری از رفتارها و هنجارهایی که امروزه به عنوان مد در جامعه ی ما مطرح است و ازسوی عده ای تبلیغ هم می شود ، با اصول اخلاقی و ارزش های فرهنگی جامعه ی ما به هیچ وجوه همخوانی ندارد . روابط بی قیدوشرط پسر و دختر ، عدم رعایت پوشش اسلامی ، آرایش مو و صورت صرفاً به ، قصد جلب توجه ( مثلاً به سبک جنس مخالف و یا به سبک های بسیار پیچیده و وقت گیر ). آرایش ما به سبک جوانان منحرف غربی ( مثلاً به سبک همجنس گرایان ) ، به کارگیری وسایل تزیینی غیر متعارف ( مثلاً حلقه ی بینی برای دختران و حلقه ی گوش و انگشتر طلا برای پسران ) و . . . همه به نحوی شخصیت جوان مدگرای امروزی را به نمایش می گذارند؛ مدهایی که به اتلاف وقت و انرژی و قابلیت های فکری و سرمایه های مادی جوانان و خانواده می انجامند و شاید بتوان گفت که هیچ سهم و نقشی در نو شدن و امروزی شدن جوان و جامعه ندارند !

اسلام و مدگرایی :

حال ، این سوال مطرح است که مدگرایی ، تجدد و امروزی شدن ، تا چه اندازه مطلوب است؟ و نظر اسلام در این زمینه چیست ؟ دریک نگاه کلی، اسلام با همه نوع مد ، مخالف نیست . اسلام ، امروزی شدن و نوگرایی در

سبک و شیوه ی لباس پوشیدن را نیز به صورت کلی پذیرفته است . آنچه اسلام با آن مخالف است ، پشت پازدن به ارزش ها ( مثل : پوشش شرعی ، پرهیز از اسراف و . . . ) ، رعایت نکردن اخلاق اجتماعی ، آزادی مطلق در روابط دختر و پسر ، و همانند سازی با بیگانگان است . حال اگر این پدیده های انحرافی در قالب مد به خود جوانان داده شوند و میل فطری « نوگرایی» و نیاز « امروزی شدن » به لجنزار انحرافات سوق یابد . اسلام با آن مخالف است ؟ پس مدهای خوب داریم و مدهای بد ! امروزی شدن نیز همین گونه است . گاه ، امروزی شدن ، رابطه ی انسان را با گذشته اش ( که همان سابقه ی تاریخی و هویت فرهنگی اوست ) ، قطع می کنند و گاه در امتداد دیروز و با  حفظ تعلقات انسان به سنت ها و نوع نگرش های پیشین است .اسلام با این نوع تجدد و امروزی شدن که در راستای ارزش ها و با حفظ اصول و مبانی اعتقادی باشد هیچ گاه مخالف نیست .

به یک بیان ، رسالت اسلام به عنوان یک مکتب کامل الهی ، پاسخ گویی صحیح به تمام خواست های فطری و نیازهای اصیل انسانی است . بر این اساس ، در مجموعه تعالیم اسلامی از جمله درآیات قرآنی به مساله زینت و جمال و زیبایی عنایت خاصی مبذول شده است . هر چند اسلام توصیه به خود آرایی دارد، اما هرگز این امر رامنحصر به زینت ظاهر نمی کند بلکه آراستگی به فضایل معنوی و اخلاقی را که زمینه ساز سعادت و کمال روحی او هستند .مهم تر از آراستگی ظاهر می شمارد . گرچه در مجموعه تعالیم اسلامی به خود آرایی توصیه و تأکید فراوان شده است اما به جهت در امان ماندن از عوارض منفی افراط و تفریط در خود آرایی و مدگرایی ، حدود و چارچوب خاصی نیز برای آن تعیین شده است . به عنوان مثال ، تأکید شده است که وسیله خود آرایی یا محیط آرایی اولاً ، باید حلال باشد و از راه مشروع تهیه شود. ثانیاً ، سبب اسراف در سرمایه ها و استعدادها نباشد . ثالثاً ، از هر گونه شائبه تجمل پرستی و جنبه خودنمایی داشتن بری باشد. رابعاً ، به گونه ای نباشد که زمینه تحریک هواهای نفسانی و امیال جنسی دیگران را فراهم کند . خامساً ، به صورت تقلید کورکورانه از دیگران انجام نگیرد و . . . دریک کلام از بررسی تعالیم اسلامی به دست می آید که اسلام نه تنها خودآرایی را منع نمی کند بلکه به شیوه معقول و منطقی بر آن تأکید می کند . در عین حال ، همیشه و در همه حال ، از افراط و تفریط در هر چیزی منع می کند .(9)

مد و روانشناسی :

حس زیبایی یکی از ویژگی های مخصوص انسان است که ریشه در فطرت او دارد و به اقتضای  این امر از دیدن هرگونه زیبایی لذت می برد. بی تردید منشا تمام هنرهای انسانی همین حس است که در هر دوره موجب به وجود آمدن یک سلسله دست آوردهای ارزشمند هنری می شود. بنابراین ، استعداد و درک زیبایی از جمله مواهب به ودیعت نهاده شده در وجود انسان است که به برکت آن، وی قادر است از طریق مطالعه و تامل در ظرافت های زیبای نظام آفرینش، زمینه کمال روحی و معنوی خود را فراهم سازد. خودآرایی و زینت به عنوان بخشی از حس زیبایی، نه تنها آثار بسیاری در روح و روان فرد دارد بلکه موجب تعالی و رشد افراد جامعه نیز می شود. در مقابل، پرهیز از خودآرایی و پریشانی و ژولیدگی چون با خواست فطری انسان در تعارض است، به تدریج اثرات منفی در روان او به جای می گذارد که افسردگی روحی، عدم تعادل روانی و بی توجهی به نعمت ها و سرکوبی علائق طبیعی و.. . از جمله آنهاست .

میان روح و جسم آدمی ، ارتباط تنگا تنگی وجود دارد و این دو ، تأثیر متقابلی بر یکدیگر می گذارند و میان آنها کنش و واکنش های مختلفی شکل می گیرد . نمادها و دگرگونی های مادی و معنوی پیرامون انسان ، بر روح و روان او تأثیر مستقیم دارند و هر اثر پذیری روحی ، پی آمدهای رفتاری ویژه ای دارد .برای مثال ، گاهی انسان از شنیدن نوعی موسیقی و آهنگ به آرامش می رسد و از شنیدن نوعی دیگر از موسیقی ، پرخاش گر می شود .

همچنین رنگ ها به تنهایی یا در کنار دیگر رنگ ها تأثیر ذهنی ویژه ای بر فرد می گذارند . رنگ های گرم و رنگ های سرد ، پیام های روانی متفاوتی را به افراد منتقل می کنند . انواع خط های موجود در طبیعت و چگونگی نمایان شدن آنها در برابر دیدگان بیننده ، معانی قرار دادی غیر مستقیمی را به روان آدمی القا می کنند . همچنین یکی از دلایل عمده ای که تولید کنندگان و طراحان خارجی توانسته اند در سطح جهانی برای خود ، جایی باز کنند و مد آفرینی داشته باشند ، آشنایی آنها با مبانی روان شناختی « تأثیر گذاری » و به کار گیری روش ها و اصول فنی مناسب در کار است ، در حالی که تولید کنندگان داخلی و محدود ، معمولاً به الگو برداری و تقلید از آنها می پردازند و به نحوی مدهای غربی را در جامعه ترویج می کنند .

راهکارهای پیشگیری ،جلوگیری و کنترل مد و مدگرایی :

اما در این زمینه ، چه باید کرد ؟ از چه راه هایی می توان این معضل مهم فرهنگی و اجتماعی را حل کرد و جوانان را از پیامد های خطرناک این پدیده شوم استعماری در امان نگه داشت ؟ راه حل های زیر دراین زمینه ارائه شده است .

1 . دادن آگاهی به جوانان: بی تردید شرط اصلی موفقیت در هر کاری، برخورداری از یک سلسله آگاهی ها است . تا فرد به کمک آن بتواند بر ابعاد مختلف مساله موردنظر اشراف پیدا کرده و در هر مورد، اقدامات لازم را به عمل آورد . بر این اساس، اولین و مهم ترین گام در امر مبارزه با مدگرایی افراطی، ارتقای سطح بینش جوانان است; یعنی جوان علاوه بر اطلاع از ماهیت و علل گرایش به مد اولا، باید حد معقول و متعادل آن را با توجه به فرهنگ جامعه

اسلامی بشناسد و ثانیا، اهداف فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی دشمن در زمینه ترویج مدگرایی را به خوبی تشخیص دهد . ثالثا، ابزار شگردها و شیوه های گوناگونی را که دشمن در پیشبرد اهداف خویش از آن ها استفاده می کند مورد شناسایی قرار دهد . تنها در این صورت است که جوان نه تنها تحت تاثیر تبلیغات دشمنان قرار نمی گیرد بلکه روز به روز در مسیر رشد و تعالی معنوی و ارزش های اجتماعی قرار گرفته و از به وجود آمدن زمینه نفوذ فرهنگی و اعتقادی  آن ها جلوگیری به عمل می آورد .

 2 . تقویت ایمان و ترویج ارزش های معنوی: در طول تاریخ، هیچ عاملی مهم تر از تقویت ایمان و باورهای اعتقادی و رشد ارزش های معنوی مانع پیشبرد اهداف استعماری نبوده است از این رو ، استعمار همواره تلاش می کند تا از طریق تضعیف اصول اعتقادی و ارزش های اجتماعی قشر جوان و بی اعتنا ساختن آنان به ارزش های معنوی زمینه اجرای اهداف موردنظر خود را فراهم سازد . در چنین شرایطی، هیچ کاری به اندازه تقویت باورها، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و دینی و پرورش ایمان مؤثر نیست . تقویت باورهای دینی و ارزش های اجتماعی و پی ریزی بینش صحیح در زمینه ارزش های دینی و رعایت آن ها، همچون سنگری مستحکم، مردم و به ویژه نسل جوان را در برابر هجوم همه جانبه فرهنگی دشمنان در امان نگه می دارد . بنابراین، مسئولان فرهنگی و فرهیختگان

جامعه موظف به واکسینه کردن مردم و به ویژه جوانان در این زمینه هستند.

3 . پاسخ به نیازهای نسل جوان: قشر جوان جامعه، علاوه بر نیازهای زیستی مشترکی که با سایر اقشار جامعه دارد، از یک سلسله نیازهای روانی و عاطفی ویژه ای نیز برخوردار است که عدم ارضای آن، مسائل و مشکلات زیادی را برای جامعه به بار می آورد . از جمله پیامدهای عدم تامین نیازهای روحی و روانی جوانان، پیدایش خلا فکری و فرهنگی است که زمینه ساز نفوذ عناصر فرهنگی بیگانه و هجوم فکری و تبلیغی فرهنگ های بیگانه است . به عنوان مثال، الگوطلبی یکی از ویژگی های مهم دوره جوانی و نوجوانی است; یعنی جوان در مسیر کسب کمال به طور طبیعی مایل است از طریق تاسی به منش و رفتار افرادی که آنان را مظهر کمالات می داند خود را به فضایل و ارزش های اخلاقی آراسته سازد . روشن است که اگر جوان به الگوی مناسبی در جامعه خود، دست نیابد، به الگوها و ارزش هایی که بیگانگان با استفاده از ابزارهای تبلیغی به تمجید از آن ها می پردازند گرایش پیدا می کند .

بنابراین، ضرورت دارد که در محیط زندگی جوان الگوهای مناسبی که با فرهنگ و ارزش های پذیرفته شده جامعه سازگاری دارند وجود داشته باشد، تا این نیاز اصیل انسانی به صورت شایسته با توجه به مبانی اعتقادی و ارزشی او تأمین شود و زمینه هرگونه کشش به سوی الگوها ی تحمیلی و در عین حال ، زیان بار از بین برود . بر همین اساس، اگر به سایر نیازهای زیستی، ذهنی، عاطفی، اعتقادی و فرهنگی جوان پاسخ مناسبی داده نشود جوانان به دنبال ارضای کاذب نیازهای خود رفته و الگوهای نادرست را ملاک عمل خویش قرار می دهند .   اصل آن که، متولیان امور مربوط به جوانان و امور فرهنگی موظفند که نیازها و خواسته های قشر جوان را بشناسند، آن گاه با دقت کامل برای تامین صحیح و به موقع نیازهای او برنامه ریزی کنند . این کار هم موجبات رشد و تعالی جوان را فراهم می سازد و هم مؤثرترین راه نفوذ فرهنگ بیگانه را مسدود می سازد . البته، خود جوانان نیزدر این زمینه مسئولیت خطیری به عهده دارند . که نباید به بهانه کوتاهی برخی مسئولین نهادهای فرهنگی جامعه از آن سر باز زنند.

ـ ابداع مدهاي جديد با حفظ اصول اسلامي و فرهنگ ديني، عملي و ارائة زيبايي‌هاي پنهان در مقوله‌هاي اسلامي و ملي و ديني‌مان به جوانان و نوجوانان.

ـ ترويج الگوهاي خوب در جامعه بجاي برخوردهاي خشك و افراطي.

ـ پركردن خلاء فرهنگي جامعه سنتي‌مان با حفظ اصول و طرح زيبايي‌هاي ایرانی-اسلامی.

ـ با توجه به كاهش اقتدار مراجع سنتي و مستولي شدن مراجع مدرن (رسانه‌ها، موسيقي و رسانه‌ها و ...) بر زندگي جوانان؛ مدگرايي يك خطر در زندگي انسان معاصر و انسان تبديل شده و مراجع جامعه يا همان نيروهاي فكري تأثير گذار، مي‌بايست ضمن پذيرش معيارها، عوامل و ابزار زندگي معاصر و فضاهاي جديد از آنها در جهت ترويج و تبليغ مباني مورد تأييد نظام ارزشي جامعه استفاده كنند. در نتيجة اين اقدام، نوجوان و جوان جامعه به جاي تأسي از الگوهاي غربي و جهاني، به الگوهاي خودي و مطابق ارزش‌هاي جامعه اسلامي تكيه خواهد كرد؛

ـ تلاش خانواده براي تربيت و پرورش نوجوانان و جوانان، كوششي براي بالا بردن سطح آگاهي خود و نظارت صحيح بر اوقات فراغت و معاشرت فرزندان.

ـ آگاه سازي و آموزش استفاده صحيح از وسايل ارتباطي (ويدئو، ماهواره، كامپيوتر، اينترنت و ...) توسط رسانه‌هاي جمعي كه خود نيز يكي از مهم‌ترين كانالهاي رواج انواع مدهاي غربي هستند؛

ـ تحول در آموزش و پرورش و درك شرايط موجود جامعه و اهميت به خواستها و نيازهاي قشر نوجوان، فرهنگ سازي درست و شناساندن هويت اجتماعي به نوجوانان و جوانان.

ـ سازمانهاي متولي فرهنگ جامعه از قبيل وزارت ارشاد، صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامي و ... در برخورد با مدهاي وارداتي به صورت منطقی عمل كرده و آنهايي را كه با فرهنگ جامعه سازگاري دارند را پالايش نموده و براي مصرف جوانان آماده نمايند. با احترام به آزاديها، تأمين نيازها و ايجاد فضايي توأم با امنيت و آرامش مي‌توانند از تبعات منفي اين بحران اجتماعي جلوگيري و از تبعات مثبت آن سودجويند.

ـ فرهنگ‌سازي و بالا بردن آگاهي عموم و به ويژه جوانان از طريق بحث و نقد پيرامون مدهاي وارداتي و تأثيراتي كه بر فرهنگ و ارزش‌ها و اعتقادات جامعه و آموزش تفكر چند بعدي در اين زمينه از راهكارهايي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. (محمد نژاد ـ1383) ـ لباس‌ها براساس اعتقادات و فرهنگ ملي كشور طراحي شود، طراحي لباس نيازمند حمايت دولت است.

بايد توجه داشت كه طراحان داخلي لباس‌هاي جوانان را طراحي نمي‌كنند و اصلاً چيزي به عنوان طراحي لباس در كشور وجود ندارد، ايرانيان در كپي‌برداري مهارت داشته زنان در گرايش به مد پيشرو بوده و صنف پوشاك نظارتي بر طراحي لباس ندارد. (جوان ـ 1383)

توسعه امکانات تفریحی ، علمی ، آموزشی و پرهیز از تهاجم به هویت و شخصیت جوانان ، تولید مد بومی و ایجاد انجمن ها و سازمان های اجتماعی و سیاسی متناسب با شرایط و نیازهای نسل جوان می تواند راهگشای این مشکل اجتماعی باشد .

برخی ، مدگرایی را نشانه تمدن و گروهی ، آن را دلیل بی هویتی فرد می دانند . حال آنکه با میانه روی دراین امر و در نظر داشتن فرهنگ و باورهای سرزمین خود ، می توان از مدگرایی سود جست و نگرانی خویش را از رواج مدگرایی بر طرف ساخت .

فرهنگ خودی ، اصلی ترین ضابطه ی مدگرایی و امروزی شدن است . فرهنگ و ارزش های اجتماعی از اساسی ترین عناصر یک نظام اجتماعی هستند که پایه ی ارزیابی ما را از پدیده های اطراف ما تشکیل می دهند و در واقع ، رفتار ما را نسبت به آن تنظیم می کنند . بنابراین ، در پذیرش یا عدم پذیرش الگو ها و مدهایی که درجامعه رواج می یابند ، ابتدا باید رابطه آنها را با نظام ارزشی حاکم بر جامعه و اصول و مبانی مورد قبول آن مردم ، مورد ارزیابی قرار داد و میزان هم گرایی یا واگرایی آنها را از یکدیگر سنجید . به عنوان نمونه ، مدهای لباس ، اگر در عین جذابیت و امروزی بودن بر خواسته از فرهنگ خودی باشند و با اصول و مبانی اعتقادی و اخلاقی جامعه ما تعارض نداشته باشند ، نشانه خلاقیت و نوآوری جوانان ما بوده ، هویت فرهنگی آنها را به نمایش می گذارند . بنابراین ، باید تدابیری سنجیده شود تا مدها و مدل ها ، هم نیاز به تنوع طلبی و نوع جویی و میل به امروزی شدن جوانان را تأمین کنند و هم جوانان ما از پیامدهای منفی مدگرایی ، در امان بمانند . (11)

نتیجه گیری :

مدگرايي بدون تفكر و منطق اشتباه است و مدگرايي احساسي و لجام گسيخته، هويت ما را از بين مي برد. جامعه ایرانی جامعه ای مدگرا می باشد . که گاهی آنچنان دچار افراط در این زمینه می شود و جوانی که در این عرصه پا می گذارد به نوعی خود فراموشی فرهنگی و اصالتی می رسد. در جامعه ما نمي توان مد را كنترل كرد، اما مي توان با آموزش هاي علمي و رفتاري به جوانان ياد داد كه اين نوع مدگرايي، خود باختگي است. جوانان ما بايد با هويت ديني وملي كشورشان آشنا شوند. اين آموزش بايد از مدرسه و كتب درسي آغاز شود و با رسانه هاي جمعي ادامه پيدا كند.در حالي كه در كتابهاي درسي ما، هيچ صحبتي از هويت ملي و ديني ما نيست و اين آموزش ها كمكي به خود اتكايي جوانان نمي كند. پیروی از الگو ها و موهای غربی و پوشیدن لباس های با آرم خارجی یا تقلید ازمدل موی و ترقی گردد. سر فلان فوتبالیست ، نمی تواند به ما شخصیت اعطا کند و موجب پیشرفت عوامل اصلی موفقیت در تمامی زمینه ها ، خود باوری ( اعتماد به نفس ) و پایبندی به اصول اعتقادی و ارزش های اخلاقی است . تا زمانی که علم و دانش در وجود شخص  شکوفا نگردد و زیر ساخت های شخصیت مبتنی بر الگوهای فرهنگ اصیل این مرز و بوم ، شکل نگیرد ، آرایش ظاهر و تقلید از مدها و الگوهای دیگران ، جزبحران هویت و دور شدن از اصالت های خویشتن ، نتیجه ای در بر نخواهد داشت . پس باید یک بار دیگردر رفتارمان تجدید نظر کنیم و اصالت های فرهنگی مان را در پرتو جذابیت های دروغین فرهنگ بیگانه از دست ندهیم . همان گونه که میل به امروزی شدن و مدگرایی ( که از ویژگی های دوران جوانی است ) ، ناخواسته ما را به پیروی از الگوهای بیگانه می کشاند ، غرور و احراز هویت نیز به همین دوره ی سنی اختصاص دارد چه خوب است غرور ملی و غیرت دینی را در خویش تقویت کنیم و میل به امروزی شدن و مدگرایی را با الهام گرفتن ازآموزه های تمدن ساز اسلام و فرهنگ غنی اسلامی ـ ایرانی خویش و متناسب با هویت فرهنگی خود ، به فعلیت برسانیم .

منابع :

- 1384 ، مد و مدگرایی : وقتی که جک ها و رزها می روند ، نشریه معیار : چهاردهم - خرداد هشتاد و چهار (14/03/84 )

ـ ، محمد نژاد ع ، 1383 ؛ مدگرایی ، نشریه نسیم البرز : پانزدهم تیر هشتاد و سه (15/04/83 )

ـ ، جلالی فراهانی ا ، 1383 ، گریز از زندگی یکنواخت ، آنگاه که مدگرایی فراتراز لمینیزم باشد ، نشریه ایران : بیست و نهم شهریور هشتاد و سه 

ـ ، شفیعی ل ، 1383 ؛ جنون مدگرایی ، نشریه کیهان : سیزدهم دیماه هشتاد و سه  ( 13/10/83)

ـ ، زنگنه ، 1385 ؛

1ـ درآمدی بر تئوری ها و مدل های تغییرات اجتماعی ، احمد رضا غروی زاد ، تهران ؛ جهاد دانشگاهی ، 1374 ، ص ، 196

 2ـ لغت نامه ، علی اکبر دهخدا ، ج ، 12 ، ص ، 18115

3ـ برای مطالعه بیشتر ر. ک به : در آمدی بر مکاتب و اندیشه های معاصر فرهنگ واژه ها ، عبدالرسول بیات و همکاران ، موسسه اندیشه و فرهنگ دینی ، 1381

4ـ  زمینه  ی روانشناسی ، ریتا اتکینسون ، ترجمه : محمد تقی براهنی و همکاران ، ج1 ، تهران : رشد ، 1375 ،ص ، 158

5 ـ برای مطالعه بیشتر ، ر، ک به : اناتومی جامعه ، فرامرز رفیع پور، تهران : شرکت سهامی انتشار ، 1378 ، بخش 7 و 8

6-Veblen thorstein (1911) . the theory of the leisure class . newyork. P73

7ـ داریوش آشوری ، دانش نامه سیاسی ، ص ، 26

8 ـ روانشناسی رشد ، وندر زندن ، ترجمه حمزه گنجی ، انتشارات بعثت 1376 . بخش سوم

9 ـ جهت اطلاع بیشتر رجوع کنید به : آیین بهزیستی اسلام ، ج 2 و 4 مراجعه فرمایید ـ 1383 ، « مدگرایی » معضل امروز خانواده ها ، نشریه جوان : ششم مرداد هشتاد و سه

10 ـ انتشار سه نشریه ویژه مد در ایران ( که هم زمان به مباحث نظری و نمونه های ایرانی مد می پردازند ) ، شاید بتوان گام نخست در این زمینه : ماهنامه طرح و مد ( ویژه لباس ، محیط و تزیینات ) ، ماهنامه لوتوس ( ویژه مدهای ایرانی لباس ) وماهنامه آرایه ( ویژه محیط آرایی و تزیینات داخلی ) . ( حدیث زندگی )

11-آسیب شناسی مد ومدگرایی، فاطمه جمالی .

*  اداره کل زندانهای استان قزوین - جعفر محمدی – مسئول فرهنگی اردوگاه حرفه آموزی و کاردرمانی آراسنج

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 16:0  توسط احمد میرزازاده  | 

انقلاب اسلامی ونقش آن دربیداری ملتها

 

عنوان مقاله :

انقلاب اسلامی و نقش آن

 در بیداری اسلامی

 

 

 تهیه و تنظیم :

احمد میرزازاده 

 

 

بهمن 1390

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 


فهرست مطالب

 عنوان                                                                                                                                                                            صفحه

چکيده 1

مقدمه. 2

نقش انقلاب اسلامي در ظهور بيداري اسلامي. 2

موج بيداري اسلامي. 3

بيداري شرط لازم براي موفقيت.. 4

قرن حاضر قرن بيداري جهان اسلام است.. 4

جهان اسلام به موج جديد بيداري نيازمند است.. 4

ظرفيت تمدن سازي انقلاب اسلامي. 5

آرمان انقلاب اسلامي: هويت‌يابي و بيداري جهان اسلام. 5

امام خميني (ره) و گفتمان بيداري اسلامي. 6

آسيب شناسي نهضت بيداري اسلام. 7

بيداري اسلامي باعث شکست آمريکا 9

آمريکا و تقابل با بيداري اسلامي. 9

نتيجه. 11

منابع و مآخذ. 12

 

 

 

 

 

 

 

 

 



انقلاب اسلامی و نقش آن در بیداری اسلامی

 

چکيده:

بيداري اسلامي بعنوان يک پديده متاثر از نهضت فکري جمهوري اسلامي در عصر امروز در قالب يک جنبش اجتماعي و سازماني رخ نموده است. اين جريان در عرصه منازعات سياسي و امنيتي علاوه بر اينکه موجوديت و نفوذ خود را به اثبات رسانيده است مي رود تا به قدرت بلامنازع نقش آفرين در سطح جهاني تبديل شود.

نهضتهاي اسلامي و جريانهاي فعال متاثر از متن مردم جوامع اسلامي، شعائر و شعارهاي انقلابي ايران مانند جهاد، شهادت و ايثار را به عنوان اصول اساسي مبارزاتي خود پذيرفتند. پديده انقلاب اسلامي پس از چند سده به شکل عملي و عيني، اسلام و جوامع اسلامي را از انزوا و سکون خارج کرد و مردم مسلمان منطقه را نسبت به حق و حقوق و توانايي هاي خود آگاه کرد و طلسم شکست ناپذير بودن غول استبداد و اختاپوس استعمار و امپرياليسم را ابطال نمود و اين مساله خود«جسارت و اعتماد به نفس» را به ملتهاي مسلمان بازگرداند.

امروز امواج بيداري اسلامي به سرعت در حال پيشرفت در سراسر جهان بوده و ارزشهاي اسلامي در حال احيا مي باشند. موج بيداري اسلامي باعث شکست سياستهاي استعماري شده است و دشمنان سعي دارند تا با اين موج عظيم که در سراسر دنيا فراگير شده از هر راهي با بکار بستن حربه هاي گوناگون مقابله کنند.

جمهوري اسلامي در جهت دادن به بيداري و احياي تفکر اسلامي نقش هدايت کننده را ايفا نموده و ضمن مقابله با حرکتهاي انحرافي در جهت وحدت اسلامي و حمايت از نهضت هاي اصيل اسلامي گامهاي موثري را برداشته است.

 

واژه هاي کليدي:

بيداري اسلامي – خيزش اسلامي- انقلاب اسلامي- جهان اسلام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

بيداري اسلامي مقوله اي است که همزمان با تهاجم همه جانبه غرب در جهان اسلام وعصر استعمار، شروع شد و از آغاز تا عصر حضرت امام خميني(ره) مراحل گوناگوني را پيمود. اين حرکت که مشخصا با انديشه هاي کساني چون سيد جمال الدين اسدآبادي شروع شده بود، همواره در ميان حلقه هاي محدود و معين تبارز يافت و هيچگاه نتوانست به مثابه يک گفتمان مسلط عمل کند. حتي در زماني که اين جريان توسط کساني چون حسن البنا وسيد قطب در مصر، ابعاد گسترده تري يافت، بازهم نتوانست وارد زندگي همه توده هاي مسلمان شود و طرحي نو دراندازد.

حضرت امام خميني (ره) براي نخستين بار توانست گفتمان بيداري اسلامي را تبديل به «عمل سياسي » کرده و نه تنها آن را وارد حوزه عمل همه توده هاي مسلمان، بلکه وارد خاطر جمعي همه مستضعفان جهان کند. عجين نمودن حافظه جمعي با گفتمان بيداري اسلامي که از ضمير روشن و آگاه و نفَس مسيحايي حضرت امام(ره) سرچشمه مي گرفت، توانست در مدتي بسيار کم دستاوردهاي کلاني براي جامعه اسلامي وجامعه بشري به بار آورد. نخستين ومهم ترين دست آورد آن بود که گفتمان بيداري اسلامي از يک خرده گفتمان تبديل به گفتمان مسلط شد.

اين حرکت اما، هيچ گاه به آساني صورت نگرفت، بلکه گفتمان هاي مزاحم ورقيب، همواره درپي تنگ کردن عرصه براي آن بوده اند. گفتمان بيداري که به وسيله حضرت امام مهندسي شده بود، يک جريان مقطعي نبود، بلکه يک حرکت تاريخي بود که در طول تاريخ ادامه خواهد داشت و جاودانه خواهد ماند، به همين خاطر اين گفتمان، همواره مستلزم بازخواني وبازيابي است. مقاله حاضر در پي آن است که اين پويش تاريخي را بازخواني کند و نقش محوري امام خميني در آن و نيز جريان هاي معارض ورقيب را ياد آور شود. باشد که همگان همدلي وهمراهي با اين حرکت عظيم را از ياد نبريم.

 

نقش انقلاب اسلامي در ظهور بيداري اسلامي

جمهوري اسلامي ايران بعنوان کشوري آزاد و مستقل و به دليل موقعيت ژئوپليتيک و ژئواستراتژيک همواره در تحولات بين المللي تاثيرگذار بوده است. ايران توانسته در زمينه هاي تاثيرگذار فکري، صدور تفکر مقاومت و مبارزه با استعمار، امپرياليزم، استبداد و خودکامگي در عرصه هاي مختلف نقش آفريني نمايد.

جريان مشروطه، ملي شدن صنعت نفت و نهضت 15 خرداد 42 از نمونه هاي بارز و تاريخي نقش هدايتگري ايران است. در اين مقاطع حساس و تاثيرگذار، جدايي از سياستهاي دولت و حاکمان بود که از ناحيه علماي دين و روشنفکران مذهبي مديريت مي شد. چرا که در اين مقاطع خصوصا در عصر پهلوي دولت بيشتر از بيرون(مدل آتاتورک در ترکيه) الگو مي گرفت. به همين جهت تاثيرگذاري در اين دوره تاريخي محدود به منطقه و بخصوص کشورهاي اسلامي بود.

بيداري اسلامي بعنوان يک پديده متاثر از نهضت فکري جمهوري اسلامي در عصر امروز در قالب يک جنبش اجتماعي و سازماني رخ نموده است. اين جريان در عرصه منازعات سياسي و امنيتي علاوه بر اينکه موجوديت و نفوذ خود را به اثبات رسانيده است مي رود تا به قدرت بلامنازع نقش آفرين در سطح جهاني تبديل شود.

بدون ترديد انقلاب اسلامي عامل عمده بيداري اسلامي است و نقش ويژه اي در روند بيداري ملل مسلمان ايفا کرده است. پديده انقلاب اسلامي پس از چند سده به شکل عملي و عيني، اسلام و جوامع اسلامي را از انزوا و سکون خارج کرد و انرژي آزاد شده از آن به عنوان موتور محرکه همه تحرکات و خيزش جريان ها و جنبش هاي اسلامي از يکسو مردم مسلمان منطقه را نسبت به حق و حقوق و توانايي هاي خود آگاه کرد و از سوي ديگر طلسم شکست ناپذير بودن غول استبداد و اختاپوس استعمار و امپرياليسم را ابطال کرد و اين مساله خود«جسارت و اعتماد به نفس» را به ملتهاي مسلمان بازگرداند. در چنين وضعيتي بود که به تعبير اقبال لاهوري تهران قرارگاه مسلمانان شد و جمهوري اسلامي در فرآيند ظهور، توسعه و تثبيت خود در داخل به عامل منحصربه فردي در احيا، پايداري و توسعه بيداري اسلامي و در شرايط کنوني به مرکز سازماندهي تمدن نوين اسلامي تبديل شد.

نهضتهاي اسلامي و جريانهاي فعال متاثر از متن مردم جوامع اسلامي، شعائر و شعارهاي انقلابي ايران مانند جهاد، شهادت و ايثار را به عنوان اصول اساسي مبارزاتي خود پذيرفتند. شعارهاي لاشرقيه و لا غربيه، الله اکبر، هيهات منا الذله، الموت لآمريکا و اسرائيل و ساير شعارهاي با صبغه مذهبي از جمله شعارهاي صادراتي انقلاب اسلامي است که جنبش ها و جريان ها در تحرکات و راهپيمايي هاي خود همواره به آن تکيه مي کنند.

اين مضامين که خود هر يک محتوايي به فراخي يک مدل و الگوي سياسي و مقاومتي در برخورد با رخدادها و عوامل آن دارد در ميان نسل جوان مسلمان نيز خصوصا رسوخ پيدا کرده و تاثير مثبت و کارآمدي خود را به اثبات رسانيده است.

حدود بيش از 3 دهه است که گروههاي منسجم و سازمان يافته کوچک و بزرگ تحت عنوان جنبش هاي اسلامي با استناد و با اعتقاد به اسلام در سطح محلي، ملي، منطقه اي و بين المللي ظاهر شده اند. اين جنبش ها که از حمايت توده جوامع خود نيز بهره مند هستند به شدت در کانون توجه کشورهاي ديگر قرار گرفته اند.

بيداري اسلامي به عنوان يک آگاهي جمعي با تکيه بر اراده عمومي و متاثر از اسلام اصيل تحت مديريت جمهوري اسلامي ايران در شرايط کنوني تبديل به رفتار سياسي شده و در شکل يک ايده سياسي سامان داده شده است. تئوريزه شدن اين نهضت فکري مرحله فرموليته اي را پشت سر گذاشته و به عنوان يک مدل سياسي رخ نموده است. وضعيت معادلات منطقه‌اي در حرکت رو به جلوي خود همسو با منافع و مصالح اسلام و جنبش هاي اسلامي و کاملا در تضاد با برنامه ها و آرمانهاي غرب در حال رقم خوردن است.

اين مساله خود باعث تغيير موازنه قدرت به نفع جنبش هاي شيعه با پشتوانه فرهنگي انقلاب اسلامي است. جبهه بندي فکري جديدي ميان جريان هاي اصيل اسلامي با آمريکا و جريان هاي وابسته با آن تشکيل شده و جهان اسلام با غرب در مرحله اي سرنوشت ساز که نياز به درايت و مديريت هوشمندانه اي دارد قرار گرفته است.

 غرب در نقطه اوج منحني رشد خود دوران افول را آغاز کرده و در موضع انفعالي قرار دارد. اما نهضت بيداري جمهوري اسلامي در آغاز خيزش انقلابي به سرعت حرکت تکاملي را تجربه مي کند. حرکتي که هر چه به پيش مي رود به چشم انداز آرماني خود نزديک مي شود و با اعتماد به نفس تمام در حال ويران سازي بنيادهاي سياسي و حقوقي غرب در منطقه است.

 

موج بيداري اسلامي

امروز امواج بيداري اسلامي به سرعت در حال پيشرفت در سراسر جهان بوده و ارزشهاي اسلامي در حال احيا مي باشند. موج بيداري اسلامي باعث شکست سياستهاي استعماري شده است و دشمنان سعي دارند تا با اين موج عظيم که در سراسر دنيا فراگير شده از هر راهي با بکار بستن حربه هاي گوناگون مقابله کنند.

در حقيقت بيداري اسلامي به مفهوم احياگري اسلامي است که با آن استقلال، عدالت و همه آموزه ها و ارزش هاي متعالي الهي زنده مي شود.

با شکست مکاتب مادي گرا و ارزش هاي مادي رايج، جهان اسلام شاهد حرکتي فراگير است و در اين شرايط دشمنان در صدد ايجاد اختلاف و تفرقه براي مقابله با اين بيداري و حرکت هستند.

با توجه به پيشرفت روزافزون اسلام و گسترش و ترويج موج بيداري اسلامي در جهان، دشمنان مسلمانان از جمله آمريکا در تلاشند تا با افزايش فشارهاي سياسي، نظامي و اقتصادي بر آنها و همچنين تجزيه کشورهاي اسلامي، تحميل جنگ و از بين بردن حکومتهاي مردمي از اين پيشرفتها جلوگيري کنند.

امروز آمريکا بيش از هر زمان ديگري خطر گسترش بيداري اسلامي را درک کرده و با ايجاد موانع بزرگ در اين راه، جنبش بيداري اسلامي را با چالشهاي جدي مواجه مي نمايد. لذا با ارائه طرح خاورميانه بزرگ که تئوريسين هاي صهيونيست طراح آن مي باشند در صدد استحاله جوانان کشورهاي اسلامي و در حقيقت در پي قطعه قطعه کردن جهان اسلام هستند تا بتوانند راحت تر آن را ببلعند.

شکل گيري اتحاديه اروپا بر اساس منافع مشترک و دغدغه ها و نگراني هاي مشترک اين کشورها است. دولتها و ملتهاي جهان اسلام نيز بايد بر اساس اعتقاد مشترک و دشمن مشترک با يکديگر متحد شوند.

 

 

 

بيداري شرط لازم براي موفقيت

بيداري شرط اوليه موفقيت است ولي تنها و آخرين شرط نيست. موقعي که بيدار مي شويم اگر دستور روز نداشته باشيم ممکن است دوباره به خواب برويم. بنابراين دو چيز لازم است:

اول اينکه دستور روز چه باشد؟ کدام کار اولويت دارد و ابتدا بايد آنرا انجام دهيم؟ آيا مساله فلسطين؟ يا تغيير الگوي احزاب در کشورهاي اسلامي؟ دوم اينکه ما بايد از قدرت خود استفاده کنيم و قدر اين قدرت را نيز بدانيم. البته داشتن قدرت نيز به تنهايي کافي نيست بطوريکه اگر کار و برنامه ريزي نکنيم و بر قدرت خود مديريت نداشته باشيم و اگر ندانيم که از اين قدرت چگونه استفاده کنيم دوباره به خواب خواهيم رفت.

اگر ما جهاني سازي يعني روند جهاني کردن دنياي غرب و غربي کردن دنيا را يک خطر بالفعل مي دانيم متقابلاً براي جهاني‌سازي آرمانها در اسلام چه کرده و چه خواهيم کرد؟ جهان شمولي خود ما از چه نوع است؟ الگوي اسلامي ما چيست؟ تشکل سياسي ما چقدر با غرب فرق دارد؟

پس مسلمانان براي اينکه بتوانند در عرصه جهاني حضور فعال داشته باشند و با تکيه بر توانمنديهاي موجود نقش تعيين کننده اي در تعيين خط و مشي جهاني ايفا نمايند بايستي از خواب غفلت بيدار شده و با کنار زدن قدرتهاي پوشالي و نقش بر آب کردن نقشه هاي استعماري آنها زمينه هاي تحقق آرمانهاي اسلامي را در سطح جهاني فراهم آورند.

 

قرن حاضر قرن بيداري جهان اسلام است

پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) سرآغاز تحولات نوين در جهان اسلام بوده و اين خود نويدبخش اين مهم مي باشد که قرن حاضر قرن بيداري جهان اسلام است . به برکت قيام حضرت امام خميني(ره) و پيروزي انقلاب اسلامي بود که مسلمانان در اقصي نقاط جهان به اين باور دست يافتند که دوران تسليم و خودباختگي عالم اسلام در برابر غرب به پايان رسيده و افق فراروي جهان اسلام بسيار روشن و اميدوار کننده است.

بيداري‌ اسلامي گرچه‌ ادواري‌ را پشت‌ سر نهاده‌ اما امروز دور جديدي‌ از اين جنبش‌ در سراسر جهان‌ به‌چشم‌ مي‌خورد.

تحولات افغانستان، عراق، لبنان و وقايع اخير فلسطين اشغالي همه حکايت از بيداري عالم اسلام دارد. کشورهاي اسلامي بايستي ضمن هوشياري بيش از پيش با تقويت اتحاد و همبستگي ميان خود استقلال جهان اسلام را در برابر غرب حفظ کنند.

با گسترش روح بيداري اسلامي در اقصي نقاط جهان، در لبنان ملتي که در محروميت نگه داشته شده بودند عده اي جوان با ايمان اسرائيل را به زانو درآوردند و بدون دادن کوچکترين امتيازي آنها را وادار به فرار کردند. در افغانستان که معروف به گورستان امپراطوري هاست، بعد از آنکه دولتهاي انگليس و روسيه را به زانو درآورده اينک مي رود تا امپراطوري آمريکا را هم به زانو درآورد.

در ترکيه، الجزاير و ساير کشورهاي اسلامي تنها بانگي که امروز بلند مي شود نداي اسلام است. در فلسطين اشغالي نيز انتفاضه امان را از صهيونيزم و امپرياليزم گرفته و اگر آمريکا امروز به فکر اشغال عراق است در واقع براي ضربه زدن به اين بيداري و آگاهي است که مسلمانان پيدا کرده اند.

مسلمانان بيدار شده اند و بر پايه سه اصل مهم کار خويش را آغاز نموده اند: يکي «بازگشت به اسلام ناب» که در صدر اسلام توانست بر قدرتهاي بزرگ آن زمان غلبه کند، دوم « وحدت جهان اسلام» است که امپرياليزم و استعمار، ساليان دراز سعي مي‌کردند با تکيه بر اصل تفرقه بينداز و حکومت کن بين فرقه هاي مختلف اسلامي فاصله بيشتر بيندازند و سومين اصل اين بيداري «استکبار ستيزي» و مقابله با کفر و الحاد و طاغوت و طاغوتيان زمان است.

 

جهان اسلام به موج جديد بيداري نيازمند است

در صدر اسلام پس از اينکه اسلام با تکيه بر قدرت معنوي و نفوذ در دلها و قدرت نظامي، قدرتهاي بزرگ‌ روم و ساسانيان را شکست‌ داد و به‌ سرعت‌ گسترش‌ پيدا کرد ديري‌ نپاييد که‌ بخش‌ عظيمي‌ از دنياي‌ متمدن‌ آن‌ زمان‌ را در اختيار گرفت‌. علاوه‌ بر آن‌ دنياي‌ فکر و انديشه‌ اسلامي نيز به‌ موازات‌ قدرت‌ نظامي‌ و اقتصادي‌ در جهان‌ اسلام‌ گسترش‌ پيدا کرد و اين‌ زماني‌ بود که‌ اروپاي‌ متمدن‌ آن‌ دوران، دوران‌ افول‌ خود را طي‌ مي‌کرد. زماني‌ که‌ تمدن‌ اسلامي‌ در اوج‌ شهرت‌ و معروفيت‌ خود قرار گرفت‌ تمدن‌ غرب‌ در خواب‌ فرو رفت‌ به‌ طرزي‌ که‌ امروزه‌ غربي‌ها از آن‌ دوران‌ به‌ نام‌ «عصر تاريکي» در غرب، ياد مي‌کنند زيرا در برابر اسلام، آنان‌ چيزي‌ براي‌ ارائه‌ کردن‌ به‌ جهان‌ بشريت‌ نداشتند. جنگ‌هاي‌ صليبي‌ در حقيقت، پاتکي‌ بود که‌ غرب‌ به‌ جهان‌ اسلام‌ وارد آورد و اگر چه‌ در طول‌ دو قرن‌ نتوانست‌ آنچه‌ را مي‌خواست‌ از نظر نظامي‌ به‌ دست‌ بياورد ولي‌ توانست‌ خود را با فرهنگ‌ و ادبيات‌ و پيشرفت‌هاي‌ فکري‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ تدريج‌ آشنا بکند و اين‌ خود زمينه‌اي‌ براي‌ بيداري‌ غرب‌ شد. دوره‌ رنسانس‌ براي‌ غرب، درحقيقت، پشت‌ سرگذاشتن‌ عصر تاريکي‌ و آغاز دوره‌اي‌ بود که‌ به‌ آن‌ «عصر روشنايي» مي‌گويند.

و بدين‌ ترتيب‌ تحت‌ تأثير جهان‌ اسلام، غربي‌ها بتدريج‌ توانستند پيشرفت‌هاي‌ شگفتي‌ را به‌ وجود آورند و قرون‌ 17 و 18 و 19 دوران‌ شکوفايي جهان‌ غرب‌ بود و در اين‌ دوران‌ است‌ که‌ متاسفانه‌ جهان‌ اسلام، تحت‌ تاثير دو عامل‌ به‌ خواب‌ فرو رفت: يکي‌ استعمار و استثماري‌ بود که‌ غرب‌ در اين‌ منطقه‌ مهم‌ جغرافيايي‌ و فکري‌ انجام‌ داد و دوم‌ استبداد و انحرافاتي‌ بود که‌ حکام‌ مسلمان‌ در اين‌ دوران داشتند و راه انحراف از افکار و انديشه هاي ناب اسلامي را طي کردند.

 

ظرفيت تمدن سازي انقلاب اسلامي

آنچه واکنش غرب عليه ايران را برانگيخته، ظرفيت تمدن سازي انقلاب اسلامي و خيزش مجدد فرهنگ و تمدن اسلامي برگرفته از روح انقلاب در سطح جهان است. خصوصا آنکه خيزش اسلامي از نقاط مختلف جهان اسلام نيز فراتر رفته و روح بيداري اسلامي از آسيا گرفته تا آفريقا و آمريکاي لاتين را نيز درنورديده است.

انقلاب اسلامي بعنوان پديده اي که بر بنياد ارزش هاي دين با تکيه بر روش ها و شيوه هاي نوين دموکراسي شکل گرفت و الگوي جديد از مقاومت و مبارزه با استعمار و استبداد را به نمايش گذاشت الگوي جديدي از مديريت در عرصه قدرت، سياست و حاکميت را متجلي و شکل نويني از تاثيرگذاري و متفاوت از کارکرد تاريخي مزبور را بنا نهاد و نوع جديدي از احياگري و بيداري فکري را سامان داد و هدايت کرد.

جمهوري اسلامي براي اولين بار اصطلاح « امت اسلامي» بعنوان يک مفهوم انقلابي را وارد ادبيات سياسي جهان کرد. در همين چارچوب تفکر منطقه گرايي به شکل نوين را در دستور کار قرار داد و فرآيند تبديل شدن به يک قدرت هژمون را پيشه کرد که امروز پس از 3 دهه تلاش و بالندگي توانسته است بعنوان الگوي منطقه جايگاه خود را تعريف کند. الگويي که با وجود هژمون هاي برون زا و مداخله گر مزاحم توانست به تقويت موقعيت و توسعه نفوذ خود ادامه دهد و حوزه نفوذ منطقه اي خود را به حوزه جهاني اسلام ارتقا دهد.

ايران در شرايط فعلي نظم نويني را نويد مي دهد که بنيادهاي معادلات سياسي و امنيتي موجود را در اشکال نرم و سخت با چالشهاي جدي و بي سابقه مواجه کرده است.

 

آرمان انقلاب اسلامي: هويت‌يابي و بيداري جهان اسلام

تاريخ گواه است که حركت ايرانيان در طول تاريخ هميشه همراه با تفكر و تأمل بوده و در صحنه جهاني حضوري آگاهانه داشته اند. بخش‌هايي از تاريخ ايران به خوبي نشان مي‌دهد که ايرانيان در ادوار مختلف در عرصه‌‌هاي گوناگون سرآمد بودند و صراط‌ ‌ها و راههاي جديدي را نيز براي بشر نشان داده‌اند.

قبل از اسلام دنيا در دست 2 امپراطوري روم و ساساني بود و اين 2 قطب قدرتمند براي دنيا تعيين تكليف مي‌كردند.

در دوران پس از اسلام ايرانيان كه يكتاپرست بودند و به فنون اداره كشور آشنايي داشتند و از تمدن غني نيز برخوردار بودند در مواجهه تفكر اسلامي با آغوش باز پذيراي آن شدند كه حاكي از پختگي در نهان آنها بود. ايرانيان تفكر اسلامي را مطابق فطرت خود يافتند و اين مسئله در كنار برخي بي‌عدالتي‌ها و مسائل اجتماعي سبب شد روح بلند اين ملت به سادگي انديشه اسلامي را بپذيرد و هضم كند و تمدني آراسته با تفكر اسلامي را ايجاد نمايد. تمدن اسلامي در دوران حيات اجتماعي ايرانيان و در زمان علو انديشه و فرهنگ اسلامي در اين سرزمين باروري گسترده اي در زمينه‌هاي مختلف يافت در حالي که در اين برهه شاهد نوعي سكوت در علم و انديشه غربي از قرن ششم تا دهم ميلادي بوديم.

در طول دو قرن دنياي اروپا تحت تأثير متفكران اسلامي همچون ابن‌سينا و ابن‌عربي قرار گرفت و نحله‌هاي مختلفي متأثر از اين شخصيت‌هاي بزرگ ايجاد شد و تمدن اسلامي فروغ خود را در ساحت غرب گستراند و به مرور زمان آنها نيز در سايه انديشه‌هاي عالمان اسلامي به رشد علمي دست يافتند اما در بلاد اسلامي به دلايل مختلف داخلي و خارجي حركت بالنده دچار فرود شد و نتوانست مسير خود را ادامه دهد.

 تمدن اسلامي تا آنجا از استحكام برخوردار بود كه حتي افرادي چون مغول‌ها كه توحش داشتند و به سرزمين ما حمله كردند تحت تعاليم برخي علماي ديني همچون خواجه نصير‌الدين طوسي دچار تحول فكري شدند و از آبشخور اين انديشه با صلابت نوشيدند. يكي ديگر از دوران ستايش‌برانگيز در تمدن اسلامي ايران عهد صفويه است که البته اين دوران را نيز نمي‌توان بي‌اشكال دانست. در عصر صفويه چند اقدام مهم همچون ايجاد وحدت ملي در راستاي دستيابي به ايران بزرگ و جمع‌آوري منابع اسلامي و اشاعه فرهنگ اهل بيت صورت گرفت كه به دوره‌اي ممتاز در تاريخ ما بدل شد که امروز نيز همان مسير پيموده مي‌شود.

پس از عصر صفويه بار ديگر به دلايل داخلي و خارجي و شكل‌گيري تفكر استعماري در صحنه بين‌المللي تمدن اسلامي دچار ركود شد اما جنبش مشروطه علامت خوبي بود كه جرقه بيداري فكري را زد . علماي ديني علمدار اين تفكر بزرگ بودند كه شرايط را تغيير مي‌داد، اما جنبش مشروطه نيز در سايه تغيير شرايط رنگ باخت و به دليل برخي تلاش‌هاي بيروني و فعاليت‌هاي جريان غرب‌زده داخلي راه به بيراهه برد و همه تلاش‌هاي مصلحان اجتماعي و بزرگان ديني در اين وادي بي‌دوام شد و کشور ما دچار ديكتاتوري سياه گرديد. پيروزي انقلاب اسلامي مقطع شكوهمند ديگري از تاريخ ايران است كه بسياري از وجوه ناقص ادوار قبل را در حركتي تكاملي شكل جديدي بخشيد و امام خميني (ره) ‌به جاي ايجاد امپراطوري به سبك گذشتگان سرزمين‌ها و قلب‌ها را به يكديگر متصل كرد.

 امروز شاهد ثمرات الهام‌بخش انقلاب اسلامي در تمامي نقاط دنيا هستيم اما برخي كشورهاي بهانه‌جو كه در ميان آنها حتي كشورهاي اسلامي نيز قرار دارند با جهل نسبت به ماهيت انقلاب اسلامي مدعي هستند كه ايران بار ديگر دنبال امپراطوري است در حالي كه انقلاب اسلامي به دنبال هويت‌يابي و بيداري جهان اسلام بوده و هيچ گاه در انديشه گسترش سرزمين و امپراطوري نبوده است. مهم‌ترين مسئله انقلاب اسلامي بازگشت به هويت خويش بود و در سايه اين نگرش استقلال در عرصه‌هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي شكل گرفت و موجي از افكار جديد ايجاد شد.

 از بدو پيروزي انقلاب اسلامي توجه به خودباوري و ايستادگي بر توانايي خود تحت رهبري داهيانه حضرت امام خميني (ره) و حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در درون جامعه ما سرايت كرد و اگر ايران امروز صاحب دانش و فناوري بويژه فناوري‌هاي نوين مانند فناوري هوا و فضا و فناوري نانو است اين همه منوط به روح بيداري اسلامي و انقلابي در ملت ايران است.

 

امام خميني (ره) و گفتمان بيداري اسلامي

حضرت امام خميني(ره)، چه تاثيري بر سرنوشت جريان بيداري اسلامي در جهان داشته است؟ چگونه و با کمک چه عواملي حضرت امام توانست بيداري اسلامي را به يک گفتمان مسلط تبديل کند؟ برونداد هاي بيداري اسلامي چه بوده است و گفتمان هاي رقيب چه چيزهايي بوده اند؟

اگر بخواهيم جايگاه حضرت امام را در بيداري اسلامي بهتر درک وفهم کنيم، بايد از روشهاي متداول در علوم انساني کمک بگيريم. امروزه مساله روش در مطالعات و پژوهشهاي علوم انساني به مثابه جعبه ابزار شناخت عمل مي کند و به همان ميزان مهم است.

يکي از روشهايي که بسيار بر سر زبانها است و تاکنون بارها از سوي محققان مسلمان براي فهم پديده هاي سياسي، مخصوصا انقلاب اسلامي و انديشه هاي بزرگ معمار اين انقلاب، حضرت امام خميني(ره)، به کار گرفته شده است، روش «تحليل گفتماني» است.

مثلا مواضع سخت امام در برابر گروه هاي چپ ومنحرف و اصطلاحاتي چون اسلام آمريکايي، شيطان بزرگ، مرفهان بي درد، متحجران ، مستضفعان و پابرهنگان و... وهمچنين تشکيل نهادهاي انقلابي و حمايت از قيام هاي مسلحانه در سراسر جهان اسلام، از سوي ايشان، در يک فرآيند قابل تحليل است که همان گفتمان بيداري اسلامي است.

در مورد گفتمان بيداري اسلامي مفهوم ضديت و غيريت سازي بسيار واضح و شفاف است. جهان استکبار به عنوان مهم ترين دشمن بيداري اسلامي مسبب همه گرفتاريهاي جهان اسلام و مسلمانان شناخته مي شود. بعد از آن جريان هاي ريز و درشت برآمده از اراده خارجي و امپرياليسم قرار دارند که حضرت امام هيچگاه در برابر هيچيک از آنها کوتاه نيامد و همواره بر خطر آنها تاکيد مي کرد.

 اين نکته در مورد گفتمان بيداري اسلامي به رهبري حضرت امام به اين معنا مي تواند باشد که ايشان آگاهانه به اين مساله پي برد که بيداري اسلامي بدون عمل سياسي امکان پذير نيست وعمل سياسي نيز بدون تاسيس يک حکومت صد در صد اسلامي ممکن نيست.

 لذا حضرت امام خميني(ره)براي نخستين بار براي تاسيس يک حکومت اسلامي به معناي خاص و ويژه اقدام کرد وموفق هم شد. اگر ايشان دست به اين اقدام نمي زدند شايد هيچگاه شاهد تسلط گفتمان بيداري اسلامي بر ديگر گفتمانها نبوديم.

 

آسيب شناسي نهضت بيداري اسلام

اين‌ خودآگاهي‌ و احساسي‌ که‌ آن‌را «بيداري‌ ديني» بمفهوم‌ جديد مي‌ناميم‌ پيام‌ واحدي‌ به‌ تاريخ، مخابره‌ مي‌کند و مضمون‌ آن‌ اين‌ است‌ که: «ما دوباره‌ برگشتيم‌ و نوبتي‌ هم‌ که‌ باشد نوبت‌ ماست.» شايد حدود يک‌ قرن‌ قبل، اين‌ عزم‌ بيداري‌ در گروه‌هاي‌ کوچکي‌ از نخبگان‌ جهان‌ اسلام، به‌ وجود آمده‌ بود ولي‌ امروز در سطح‌ امت‌ اسلام، گسترش‌ پيدا کرده‌ است.

جوهر اصلي‌ اين‌ بيداري، آن‌ است‌ که‌ به‌تدريج‌ امت‌ اسلام‌ متوجه‌ مي‌شوند که‌ از اسلام، فاصله‌ گرفته‌اند و جوامع‌ اسلامي‌ اگر دچار انحطاط‌ اخلاقي‌ شده‌اند، اگر زير بار عقب‌ماندگي‌ اقتصادي‌ و علمي، در دنيا تحقير مي‌شوند، اگر دچار تفرقه‌ و تجزيه‌ شده‌اند، اگر به‌راحتي‌ مورد تهاجم‌ اشغالگران‌ قرار مي‌گيرند و استعمار مي‌شوند و منابع آنها‌ به‌ غارت‌ مي‌رود، در همة‌ اين‌ انحطاط‌ها خود مسلمين‌ هم‌ شريک‌ جرم‌ هستند و مقصرند.

توجه‌ به‌ کوتاهي‌ها و مسئوليتِ‌ خود، نقطه‌ شروع‌ بيداري‌ اسلامي‌ است‌ چون‌ خوي‌ تجاوز‌ هميشه‌ عليه‌ مسلمين‌ وجود داشته است، نخبگان‌ جهان‌ اسلام‌ کم‌کم‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌اند که‌ گويا در چند قرن‌ اخير ما به‌تدريج، هم‌ از عقلانيت‌ اسلامي‌ و هم‌ از ارزش‌هاي‌ اخلاقي‌ اسلام، و هم‌ از قوانين‌ الهي‌ با فهم‌ اجتهادي‌ فاصله‌ گرفتيم‌ و دور شده‌ايم.

اين‌ احساس‌ و خودآگاهي، ترکيبي‌ از دو حالت‌ «شرمندگي» و «عزم‌ بازگشت» است. يکي، «شرمندگي» در برابر عزتي‌ که‌ خداوند به‌ مؤ‌منين، وعده‌ داده‌ و امروز مسلمين، در برابر سابقة‌ فخر و عزت‌ گذشتة‌ امت‌ در صدر اسلام‌ فاقد آن هستند و دوم، ترکيب‌ اين‌ شرمندگي‌ با «ميل‌ بيداري» و «عزم‌ بازگشت‌ به‌ اسلام» است‌ که‌ در صد سال‌ گذشته، بتدريج‌ در حلقه‌هاي‌ خواص‌ و سپس‌ در دو دهة‌ اخير به‌ برکت‌ انقلاب‌ اسلامي‌ به‌ طرز بسيار انفجاري‌ و عظيم‌ در کل‌ جهان‌ اسلام، تعميم‌ يافت‌ و از حلقة‌ خواص‌ به‌ متن‌ جهان‌ اسلامي‌ توسعه‌ پيدا کرد.

اين‌ يک‌ نوع، «توبة‌ اجتماعي» است. يقينا سي‌ سال‌ پيش، مفاهيمي‌ مثل‌ «عدم‌ جدايي‌ دين‌ از سياست»، «ضرورت‌ جهاد اسلامي»، مفهوم‌ «شهادت» يا «عمليات‌ استشهادي»، مفهوم‌ «وحدت‌ امت‌ اسلام‌ و شيعه‌ و سني‌ و همه‌ فرقه‌هاي‌ اسلامي»، «تشکيل‌ اتحاديه‌هاي‌ اسلامي» در سراسر جهان‌ در حوزه‌هاي‌ فرهنگي، اقتصادي، سياسي‌ و نظامي، مفهوم‌ «امکان‌ نجات‌ مستضعفين‌ عالم»، مفهوم‌ «تشکيل‌ حکومت‌ اسلامي» يا بازگشت‌ به‌ «حضاره‌ و تمدن‌ اسلامي» در سطح‌ افکار عمومي‌ جهان‌ اسلام، مطرح‌ نبوده‌ است‌ بلکه‌ حد‌اکثر در سطح‌ خواص‌ و روشنفکران‌ ديني‌ و بخشي‌ از حلقه‌هاي‌ خاص‌ وجود داشت‌ که‌ آنهم‌ توأم‌ با عدم‌ تفاهم‌ بر سر حتي‌ همين‌ مفاهيم‌ بوده ولي‌ امروز اينها همه، پرچم‌هائي‌ شده‌اند که‌ در بيشتر کشورهاي‌ اسلامي‌ حتي‌ کشورهايي‌ که‌ مسلمين، اقليت‌ هستند برافراشته‌ شده‌ و اين‌ مفاهيم‌ کاملاً‌ برجسته‌ شده‌اند. اگر بخواهيم‌ اين‌ خودآگاهي‌ جديد و اين‌ بيداري‌ اسلامي‌ را در يک‌ عبارت، جمع‌بندي‌ کنيم، مي‌گوييم‌ معنا و پيامش‌ اين‌ است‌ که‌ به‌ اسلام‌ با همه‌ جامعيت‌ آن‌ و با همه‌ ابعادش‌ بازگرديم. و وقتي‌ از کلمة‌ «بازگشت»، استفاده‌ مي‌کنيم‌ مراد، سير معکوس‌ تاريخي‌ نيست. نبايد از بازگشت، بازگشت‌ به‌ گذشته‌ و سير قهقرايي‌ تصور بشود بلکه‌ مفهوم‌ و منظور، «بازگشت‌ به‌ اسلام» و توبه‌اي‌ تاريخي‌ و يک‌ جبران‌ اجتماعي‌ است‌ يعني‌ امت‌ اسلام‌ به‌ فاصله‌ عظيمي‌ که‌ در عقيده، اخلاق‌ و عمل‌ اجتماعي‌ از مفاهيم‌ و ارزش‌هاي‌ اسلامي‌ گرفتند توجه کنند و براي‌ جبران‌ کوتاهي‌هاي‌ چند قرن‌ اخير، تلاش‌ داشته باشند. هدف‌ از اين‌ بازگشت، ساختن‌ يک‌ تمدن‌ جديد اسلامي‌ است‌ براساس‌ فرهنگ‌ اسلامي‌ و با استفاده‌ از همه‌ تجربه‌هاي‌ مباح‌ بشري‌ تا آنجا که‌ در خدمت‌ اهداف‌ و احکام‌ اسلام‌ قرار گيرد و اين‌ البته‌ بدون‌ اجتهاد و بدون‌ يک‌ هاضمة‌ قوي‌ اسلامي‌ براي‌ درک، تجزيه‌ و تحليل‌ و رد‌ و قبول‌ مفاهيمي‌ که‌ در دنيا جاري‌ است‌ و تمدني‌ که‌ در دنيا حاکم‌ و مسلط‌ است‌ امکان‌ ندارد.

نهضت‌ بيداري‌ اسلامي که انقلاب ما منادي آن است‌ هدفش‌ تشکيل‌ يک‌ تمدن‌ محمدي‌ جهاني‌ است‌ که‌ در آن، عقلانيت‌ با معنويت، قدرت‌ با اخلاق، دانش‌ با ارزش، علم‌ با عمل، جمع‌ شود يعني‌ خلاقيت‌ درعين‌ اصول‌گرايي‌ باشد و اصول‌گرايي‌ هم‌ با تحجر، و نوانديشي‌ هم‌ با بدعت‌گذاري، اشتباه‌ نشود.

 يکي‌ از مهم‌ترين‌ نقاط‌ آسيب‌پذير، اين‌ است‌ که‌ جامعيت‌ اسلام، مورد تجزيه‌ قرار بگيرد و برخورد گزينشي‌ با اسلام، صورت‌ گيرد. اين‌ همان‌ خطري‌ است‌ که‌ قرآن‌ کريم‌ هم‌ پيش‌بيني‌ فرموده‌ و اخطار کرده‌ است‌ که‌ نکند چنين‌ برخوردي‌ با متن‌ دين، صورت‌ بگيرد. تعبير قرآن‌ کريم، «ايمان‌ به‌ بعض‌ و کفر به‌ بعض» است‌ يعني‌ اسلام‌ را به‌عنوان‌ يک‌ موجود زنده، تفسير کنيد و همه‌ ابعادش‌ را در کنار يکديگر، بفهميد نه‌ آنکه‌ اسلام‌ را زنده‌ زنده، تجزيه‌ و مثله‌ کنيد و هر فرقه‌ و گروهي‌ و هر مليتي‌ و حزبي، بخشي‌ از اسلام‌ را به‌ دليلي‌ برجسته‌ کند و ابعاد ديگر آن‌ را ناديده‌ انگارد يا تضعيف‌ کند.

قرآن‌ کريم‌ با تعبير ديگري‌ و از زاويه‌ اي ديگر هم‌ به‌ همين‌ آفت‌ اشاره‌ کرده‌ و تعبير «تحريف‌الکلم‌ عن‌ مواضعه» را آورده‌ که‌ در مورد اديان‌ ديگر هم‌ صورت‌ گرفته‌ و بدين‌معني‌ است که‌ مفاهيم‌ ديني، جايگاه‌ و موضع‌شان‌ اگر ديده‌ نشود و هندسه‌ معارف‌ دين‌ درهم‌ بشکند و همة‌ ابعادش‌ رعايت‌ نشود ما صدمه‌ خواهيم‌ خورد.

يکي از مهمترين مسائل مطرح و حائز تامل در خصوص بيداري اسلامي، آسيب ها و آفتهاي پيش روي آنهاست که چالشهاي بسياري را براي جريان اصيل بيداري اسلامي بوجود آورده است.

بنيانگذار جمهوري اسلامي در بررسي آسيبها و آفتهاي بيداري اسلامي به چند آسيب کليدي اشاره نموده است:

1-  تحريف اسلام و وارونه نشان دادن مفاهيم ديني از سوي رهبران

2-  گرايش هاي سياسي حاکمان کشورهاي اسلامي

3-  تحجر و جمود فکري

4-  روشنفکرنماهاي ملي و مذهبي

5-  اختلافات فرقه اي و قومي

6-  ...

يک‌ مشکل‌ ما اين‌ است‌ که‌ بعضي‌ کساني‌ که‌ در تاريخ‌ گذشته‌ به‌عنوان‌ عناصر بيداري‌ اسلامي‌ در جهان‌ شناخته‌ مي‌شدند متاسفانه‌ خودشان‌ به‌ بعضي‌ از ارزش‌ها و شعارهاي‌ اسلامي‌ بعد از مدتي‌ لاقيد و سست‌ مي‌شدند يا تجديدنظر و به‌ آن‌ مفاهيم‌ پشت‌ کرده، يا در آن‌ مفاهيم، شک‌ مي‌کردند و يا عملاً‌ منحرف‌ مي‌شدند. قرآن‌ کريم‌ در آيه‌اي‌ اشاره‌ به‌ بلعم‌ باعورا مي‌کند و در روايتي‌ در ذيل‌ آيه‌ آمده‌ است‌ که‌ ايشان‌ به‌ مقامات‌ معنوي‌ بالايي‌ هم‌ رسيده‌ بود ولي‌ «اخلد الي‌ الارض»، يعني‌ همة‌ آن‌ ارزش‌ها را به راحتي‌ با منافع‌ کوتاه‌ مدت‌ دنيوي‌ معامله‌ کرد.

معنايش‌ اين‌ است‌ که‌ حتي‌ به‌ عالي‌ترين‌ مقامات‌ انساني‌ هم‌ که‌ برسيم باز هم در خطر هستيم. البته‌ از آيه‌ نبايد نتيجه‌ منفي‌ گرفت‌ که‌ اگر به‌ مقام‌ عالي‌ معنوي‌ هم‌ برسيم‌ باز فايده‌اي‌ نخواهد داشت‌ و سرنوشت‌ همه، بازهم‌ سقوط‌ و انحطاط‌ است!! بلکه‌ نتيجه‌ مثبت‌ بايد گرفت‌ که‌ همة‌ ما هميشه‌ به‌ هوش‌ باشيم‌ و همواره‌ مراقبت‌ از خود کنيم‌ وشرايط‌ را هميشه‌ در آماده‌باش‌ جدي‌ نگاه‌داريم.

نکتة‌ ديگر آنکه‌ يکي‌ از آسيب‌ها و خطراتي‌ که‌ در پيش‌ است‌ و در مورد آن‌ در اردوي‌ دشمن، طراحي‌ و برنامه‌ريزي‌ شده‌ است، دامن‌ زدن‌ به‌ جنگ‌هاي‌ مذهبي‌ و فرقه‌اي‌ در درون‌ جهان‌ اسلام‌ است‌ که‌ بخصوص‌ از طريق‌ تهمت‌زدن‌ به‌ مذاهب، تعقيب‌ مي‌شود.

مثلاً‌ کتابهائي‌ در گوشه‌ و کنار، راجع‌ به‌ شيعه، پخش‌ مي‌شود که‌ جزءِ‌ عقايد شيعه‌ نيست‌ نسبت‌هاي‌ عجيب‌ و غريبي‌ به‌ شيعه‌ داده‌ مي‌شود که‌ هيچيک‌ از منابع‌ روايي‌ شيعه، اينها را نگفته‌ و متکلمين‌ شيعه‌ و فقهاي‌ شيعه‌ به‌ اينها معتقد نيستند. شبيه‌ همين‌ شيوه‌ نسبت‌ به‌ بعضي‌ فرق‌ اهل‌ سنت، صورت‌ مي‌گيرد و اين‌ نسبت‌ها ترويج‌ مي‌شود تا مفهوم‌ «وحدت‌ فرق‌ اسلامي» تضعيف‌ شود و نقاط‌ اختلاف‌نظر را که‌ طبيعي‌ است‌ برجسته‌ مي‌کنند تا نقاط‌ اشتراک‌نظر که‌ اصل‌ است‌ کمرنگ‌ شود حال‌ آنکه‌ ما در متن، متحديم‌ اما آنها اختلافات‌ را مي‌خواهند تبديل‌ به‌ متن‌ و اشتراکات‌ را تبديل‌ به‌ حاشيه‌ بکنند. در حالي‌ که‌ اگر با نگاه‌ علمي، اين‌ اختلاف‌نظرها بررسي‌ شود همين‌ اختلاف‌ فقهي‌ يا کلامي‌ که‌ بين‌ شيعه‌ با برادران‌ اهل‌ سنت‌ است‌ بين‌ خود فرقه‌هاي‌ اهل‌ سنت‌ با يکديگر هم‌ همين‌ اختلافات‌ (و گاهي‌ در بعضي‌ موارد، شديدتر) وجود دارد. روش‌ برخورد سالم‌ با اين‌ اختلافات‌ بسيار مهم‌ است‌ تا آن‌ تضادها برجسته‌ نشود. ما انگليس‌ را در سده‌ گذشته‌ تجربه کرديم و امروز هم‌ صهيونيست‌ها و آمريکا را که‌ دو کار در جهان‌ اسلام‌ مي‌کنند: او‌لاً‌ فرقه‌سازي‌ به‌ نام‌ اسلام‌ مي‌کنند و ثانياً‌ جنگ‌هاي‌ فرقه‌اي‌ بين‌ مسلمين‌ راه‌ مي‌اندازند.

خطر بعدي، تقويت‌ جنگ‌هاي‌ نژادي‌ و ناسيوناليستي‌ و قومي‌ است. نمونه آن جنگ‌هاي‌ داخلي‌ است که بين‌ مسلمانان‌ در سده‌ گذشته‌ بنام‌ نژاد و قوميت‌ و مليت، به‌ راه‌ انداختند به‌ خصوص‌ در نيم‌ قرن‌ گذشته‌ که‌ جهان‌ اسلام‌ تکه‌تکه‌ شد.

آسيب‌ بعدي، اين‌ است‌ که‌ دو جريان‌ در جهان‌ اسلام، سد‌ راه‌ بيداري‌ و رشد اسلام‌ مي‌شوند: يکي‌ کساني‌ که‌ برخورد انجمادي‌ با متن‌ دين‌ مي‌کنند و راه‌ اجتهاد را مي‌بندند و اسلام‌ را طوري‌ تعريف‌ مي‌کنند که‌ فقط‌ در زمان‌ و مکان‌ خاصي، اجرا شده‌ و امروز ديگر جزء تاريخ‌ است.

طرف‌ مقابل‌ هم‌ کساني‌اند که‌ اسلام‌ را در ذيل‌ مکاتب‌ غيراسلامي‌ مي‌خواهند تعريف‌ کنند يعني‌ اسلام‌ را با ليبراليسم‌ يا مارکسيسم‌ يا... تطبيق‌ مي‌دهند و تحريف‌ مي‌کنند و اگر در مواردي‌ متفاوت‌ باشد اسلام‌ را تغيير مي‌دهند تا با ليبراليسم و يا مکاتب‌ ديگر غربي، هماهنگ‌ شود و يک‌ اسلام‌ سيال، اسلام‌ مشکوک، نسبي‌ و شخصي، اسلامي‌ که‌ از جهاد و سياست‌ در آن‌ خبري‌ نيست، بازسازي‌ کنند. با متن‌ دين، برخورد گزينشي‌ مي‌کنند. ما در مقابل‌ هر دو جريان‌ بايد بيدار باشيم‌ چون‌ اين‌ دو جناح‌ ظاهراً‌ در تقابل‌ با هم‌ هستند اما درواقع، هر دو، جهان‌ اسلام‌ را به‌ سمت‌ سکولاريزم‌ پيش‌ مي‌برند يعني‌ دو جريان‌ ظاهراً‌ مقابل‌ که‌ نهايتا يک‌ کار را مي‌خواهند با امت‌ اسلام‌ بکنند.

 

بيداري اسلامي باعث شکست آمريکا

در واقع امروز جنبش هاي مردمي در کشورهاي مختلف در سطوح و ابعاد جدي در حال فعاليت هستند و بعضا نيز نقش گسترده تر از دولتهاي ملي را در عرصه بين المللي بازي مي کنند و تاثير قابل توجهي بر روند تحولات جهاني مي گذارند. يک گروه اندک با تعداد کمي از نيروي انساني با تکيه بر توانايي ايدئولوژيک و قدرت ايمان مي توانند قدرتهاي بزرگي را فراري دهند و آنها را به زانو درآورند.

جمهوري اسلامي بايد در جهت دادن به بيداري و احياي تفکر اسلامي نقش هدايت کننده را داشته باشد و ضمن مقابله با حرکتهاي انحرافي در جهت وحدت اسلامي و حمايت از نهضت هاي اصيل اسلامي تلاش نمايد.

در سايه بيداري اسلامي است که با برنامه ريزي صحيح و گسترده مي توان در خنثي سازي طرح خاورميانه بزرگ نقش آفريني نمود.

بيداري اسلامي نقش ويژه اي در حرکت ملل مسلمان ايفا کرده است. انقلاب اسلامي که خود معلول حرکت بيداري اسلامي است در يک حرکت متکي به اراده عمومي، تمامي زيرساختهاي سياسي، اجتماعي و فکري کشورهاي استعمارگر را دگرگون کرد و در يک زايش تاريخي الگويي مقتدر و هوشمند را ارائه کرد.

آنچه که امروزه باعث شکست سياستهاي يکجانبه آمريکا در خاورميانه و آفريقا و حتي در کشورهاي حوزه آمريکاي لاتين شده موج بيداري اسلامي است که روزبه روز در ميان اقشار مختلف اعم از جوانان و دانشگاهيان نمود بيشتري پيدا مي کند.

 

آمريکا و تقابل با بيداري اسلامي

با پيروزي انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي ايران بعنوان محور خيزش و بيداري اسلامي در عرصه جهاني مطرح شد. در اين ميان که خاورميانه در طول 4 قرن گذشته جولانگاه يکه تازي قدرتهاي استعماري غربي بوده است اينک با الهام از انقلاب اسلامي بپا خواسته و به تقابل با غرب و بويژه آمريکا برخاسته است.

حمايت از جنبش هاي آزادي بخش در سراسر جهان از سوي جمهوري اسلامي باعث شد تا منافع مستکبران غرب و شرق خصوصا آمريکا در نقاط مختلف جهان هرچه بيشتر و جدي تر لطمه بخورد.

در دوران پس از پيروزي انقلاب استراتژيست هاي آمريکايي به نبرد با انقلاب اسلامي ايران پرداختند تا بدينوسيله سدي در مقابل شيوع اسلام ايجاد کنند و پروژه صدور و نهادينه نمودن انقلاب را ناکام گردانند.

نمونه بارز اين مساله جنگ 33روزه ميان دلاورمردان حزب ا.. با رژيم اشغالگر قدس مي باشد. قضيه لبنان و بيرون راندن اسرائيل از اراضي اشغالي در واقع زنگ خطري براي آمريکا و همپيمانانش بود تا مبادا موج اسلامگرايي، منافع آنها در سطح جهان را تهديد نمايد و موجبات سرخوردگي آنها را در ميان ملتهاي جهان فراهم آورد.

حزب ا.. با يک تفکر متاثر از انقلاب اسلامي و حمايتهاي مادي و معنوي جمهوري اسلامي ايران به جايگاه و رشد قابل توجهي در ميان مردم لبنان دست يافت و توانست آنگونه که بايد در راه تحقق آرمانها و اهداف اسلامي گام بردارد.

فارغ از اين نمونه نيز بايد اشاره کنيم که آمريکا با طرح موضوعاتي همچون خاورميانه بزرگ و استفاده از اهرم هاي تبليغاتي مثل مبارزه با ترورسيم روز به روز سطح درگيري اش را با اين خيزش و موج اسلامي افزايش مي دهد و قصد دارد اين سياستها را هرچه قدرتمندانه تر براي سرکوب حرکتهاي اسلامي و تقابل با اسلام سياسي و ترويج نظام فرهنگي سکولار بکار گيرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتيجه:

انقلاب اسلامي ايران يكي از عوامل مهم و تأثيرگذار در پيشبرد روند بيداري و آگاهي مسلمانان و افزايش فعاليت‌هاي مؤثر اسلامي در جوامع مسلمانان بوده است.

انقلاب اسلامي موجب تغيير و دگرگوني معادلات سياسي و موازنه قوا در مقياس جهاني به سود ملت هاي اسلامي شده و اکنون با گذشت سه دهه از عمر پر برکت آن، راهبرد تفکر اسلامي به مثابه الگويي نجات بخش براي تمام ملت هاي اسلامي و بشريت محسوب مي شود.

بدون ترديد موارد مشترك فراواني بين انقلاب اسلامي ايران و آرمان هاي جهان اسلام وجود دارد که اهم آنها عبارتند از: ايده واحد، آرمان مشترك، دشمن يكسان، وحدت‏گرايي، مردم مداري و...

بدون ترديد انقلاب اسلامي تحت رهبري حضرت امام خميني(ره) با برشمردن نقاط اشتراک مسلمانان سراسر جهان و با زنده کردن روح بيداري و خيزش اسلامي توانست اعتماد به نفس را در بين توده هاي مسلمانان بازگرداند و مي رود تا بيدار نمودن مسلمانان از خواب غفلت، آنها را از زير يوغ استعمار و استبداد خارج نمايد.

ملت هاي مسلمان سراسر جهان با تأسي از آرمان هاي والاي انقلاب اسلامي و با تکيه بر قرآن و شعائر اسلامي، سرنوشت خود را از دست حاکمان وابسته به امريکاي سلطه گر جدا کرده و زير پرچم انقلاب اسلامي در مسير استقلال و آزادي گام برمي دارند.

امام خميني(ره) همواره بر اين نکته اساسي تاکيد داشتند که معناي صدور انقلاب ما، اين است كه همه ملتها بيدار شوند و همه دولت‏ها بيدار بشوند و خودشان را از اين گرفتاريهايي كه دارندنجات بدهند.

اميد مي رود به برکت انقلاب اسلامي و گسترش روح بيداري و خيزش اسلامي در سراسر جهان اسلام و حتي ساير ملتهاي آزاديخواه، بارقه هاي استکبار ستيزي و ضد استعماري بيش از پيش نمود يابد و سردمداران نظامهاي سلطه ضمن گردن نهادن به خواسته هاي به حق مستضعفان و مسلمانان جهان به خاک مذلت کشيده شوند و نداي الله اکبر در سراسر گيتي طنين انداز شود. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ:

*يدا.. هنري لطيف پور، فرهنگي سياسي شيعه و انقلاب اسلامي،تهران،مرکز اسناد انقلاب اسلامي

*عباسعلي عميد زنجاني،انقلاب اسلامي ايران،تهران، دفتر نشر معارف

*صحيفه نور،تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي

*حميد روحاني، نهضت امام خميني(ره)، جلد2، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامي

*غلامرضا نجاتي، تاريخ سياسي 20 ساله ايران،جلد1 تهران، موسسه خدمات فرهنگي رسا

*عباس خلجي، اصلاحات آمريکايي و قيام 15خرداد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامي

*فريدون اکبرزاده، نقش رهبري در نهضت مشروطه، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامي

*روح ا.. حسينيان، چهارده قرن تلاش براي شيعه ماندن و توسعه، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامي

* روح ا.. حسينيان، بيست سال تکاپوي اسلام شيعي، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامي

*حسين آباديان، انديشه ديني

*مقصود فراستخواه، سيدجمال الدين اسدآبادي و نوانديشي ديني، انتشارات تاريخ و فرهنگ معاصر

*حميد احمدي، انقلاب اسلامي ايران و جنبش‏هاي اسلامي در خاورميانه عربي، تهران، انتشارات سفير

* علي عمران درگاهي، انقلاب اسلامي و بيداري اسلامي در جهان، نيروي مقاومت بسيج، تهران

* امام خميني رحمه‏الله ، صحيفه نور، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، تهران

* محمد جواد لاريجاني، مقولاتي در استراتژي ملي، ترجمه و نشر كتاب، تهران

* انور ابوطه، تأثير امام خميني رحمه‏الله و انقلاب اسلامي در انديشه و عملكرد جنبش جهاد اسلامي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 15:56  توسط احمد میرزازاده  | 

منابع و سر فصل های درس تفسیر موضوعی قرآن سال تحصیلی 91-90

باسمه تعالی

منابع و سر فصل های درس تفسیر موضوعی قرآن سال تحصیلی 91-90

 

- منبع اصلی: تغییر موضوعی قرآن کریم    جمعی از نویسندگان{دکتر ابراهیم کلانتری- دکتر علی نصیری}

به کوشش:علیرضا کمالی                    نشر معارف

منابع فرعی جهت مطالعه و تحقیق بیشتر:

1- روش شناسی تغییر قرآن               محمود رجبی

2- معنا شناسی واژگان قرآن               ترجمه دکتر سید حسین سعیدی

3- تاریخ قرآن                                دکتر سید محمد باقر حجتی

4-تفسیر نمونه                               جمعی از نویسندگان

5- تفسیر المیزان                            علامه طباطبایی

6- تفسیر موضوعی قرآن                    محسن قرائتی

7- تفسیر و مفسران                         آیت الله معرفت

8- معارف قرآن                              محمد تقی مصباح یزدی

9- نقش دین در بهداشت روان             مجموعه‌ی مقالات

10- تفسیر موضوعی قرآن                  آیت الله جوادی آملی

 

 معرفی موضوعات تحقیق و پروژه:

1- واژه نور در قرآن- روایات و ادعیه

3- ازدواج در قرآن

4- بهشت و بهشتیان در قرآن

5- جهاد در قرآن

6- جسمانی شدن و جسمانی سازی در قرآن

7- جهنم و جهنمیان در قرآن

8- خدا در قرآن

9- قرآن و بهداشت روان

10- انفاق در قرآن

11- زن در قرآن

12- حجاب و پوشش در قرآن

13- فلسفه آفرینش انسان از دیدگاه قرآن

14- عبادت در قرآن

15- روابط اجتماعی در قرآن

16- روابط خانوادگی در قرآن

17- ایثار و گذشت در قرآن

18- سنت‌های الهی در قرآن

19-شیطان در قرآن

20- جن در قرآن

21- تاثیر توسل به پیامبر(ص) واهل بیت (ع) در کنترل و کاهش فشار‌های روحی و روانی

22- نقش امر به معروف و نهی از منکر در تامین امنیت و بهداشت روانی

23- دلایل قرآنی حکیم بودن خدا را بررسی کنید

24- عوامل ورود به بهشت را از دید قرآن بررسی کنید

25- عوامل ورود به جهنم را از دید قرآن بررسی کنید

سر فصل‌ها:

بخش اول: کلیات(فصل 3-1 کتاب درسی)

1-    توصیف قرآن از دیدگاه قرآن 

2-    توصیف قرآن از دیدگاه روایات معصومین (ع)

3-    نام‌ها و عناوین قرآن

4-    جنبه های اعجاز قرآن

5-    فلسفه(دلایل)نزول قرآن از دیدگاه قرآن

6-     مراحل انس با قرآن

7-    تفاوت و شباهت تدبر و تفسیر

8-    علل و عوامل دوری از قرآن(مهجودیت)

9-    اقسام شناخت قرآن

10-اسرار ماندگاری قرآن در طول تاریخ

11- دلایل و حیاتی بودن قرآن

12- واژه تفسیر در لغت و اصطلاح

13- دلایل نیاز به تفسیر قرآن

14- شرایط مفسر

15- مفهوم تفسیر به رای و عوامل موثر در آن

16- تفاوت تفسیر با تاویل

17- شیوه‌های نگارش قرآن

18- روش‌های تفسیری

 

بخش دوم: معارفی از قرآن

فصل 1 :خدا در قرآن

1-    چرا اسماء نیک از آن خداست

2-    نمونه هایی از اسماء الهی و توضیح آن ها

3-    انواع صفات خدا

4-    اساس ربوبیت الهی

5-    عرصه های ربوبیت الهی

6-     تفسیر آیه اقرء باسم ربّك الذي خلق      علق -1

7-    تفسیر آیات سبّح اسم ربك الاعلي الذي خلق فسوي  قدر فهدي الذي  اعلي 3-1

8-    تفسیر آیهالم يعلم بأنّ الله يري  علق /14

9-    تفسیر آیه انه يعلم الجهر و ما يخفي / علي / 7

10- تفسیر آیه الا لَه الخلق و الامر  اعراف / 54

11- تفسیر آیه .....

12- دیدگاه قرآن در مورد امکان شناخت خدا :

13- معانی و کاربرد های حق :

14- ویژگی پروردگاراز نظر حضرت ابراهیم(ع):

15- روش مبارزه حضرت ابراهیم (ع) با مخالفان:

فصل ششم:سنت‌های الهی

1-    واژه سنت در لغت و اصطلاح   

2-    تعریف سنت های الهی

3-    انواع سنت‌ها

4-    منظور از عدم تبدیل و عدم تحویل در سنت های الهی چیست

5-    ویژگی سنت های الهی

6-     نکات تفسیری پیرامون آیات :

7-    سنت امتحان الهی

8-    سنت هدایت عام تکوینی

فصل پنجم:قرآن و بهداشت روان

1-    تعریف بهداشت روان

2-    عوامل ایجاد کننده فشار روان

  در لغت

  در اصطلاح

 


3- واژه شفا

 

4- منظور از شفا بخشی قرآن   

5-شفا بخشی قرآن از دیدگاه علی (ع)   

6- راهکارهای قرآن برای درمان بیماری‌های اجتماعی

7-  راهکارهای قرآن برای درمان بیماری‌های اخلاقی

8- راهکارهای قرآن برای تامین بهداشت روان

 

بخش سوم :مطالبCD

1-    پرسش ها و پاسخ‌هایی درباره خدا(17/7/90)

2-    برکت در قرآن(1) (18/5/90)

3-    برکت در قرآن(2) (19/5/90)

4-    ویژگی‌های قرآن (11/5/90)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 15:54  توسط احمد میرزازاده  | 

منابع و سر فصل‌های درس فلسفه اخلاق در دانشگاه‌ آزاد اسلامی لاهیجان

باسمه تعالی

 

منابع و سر فصل‌های درس فلسفه اخلاق در دانشگاه‌ آزاد اسلامی لاهیجان سال تحصیلی 91-90

 

- منبع اصلی: فلسفه اخلاق (با تکیه بر مباحث تربیتی)         جمعی از نویسندگان زیر نظر محمد تقی اسلامی

- منابع فرعی جهت مطالعه و تحقیق

1- فلسفه اخلاق                        استاد مرتضی مطهری

2- فلسفه اخلاق                        ‌ دکتر احمد حسین شریفی

3-  مبانی و مباوی اخلاق در قرآن    آیت الله جوادی آملی

4- مراحل اخلاق در قرآن              آیت الله جوادی آملی

5- اخلاق کاربردی                      دکتر احمد حسین شریفی

     6- اخلاق در قرآن ج 3-1             استاد مصباح یزدی

    7- گناهان زبان                          آیت الله مجتبی تهرانی

   8- تاریخ فلسفه اخلاق                             گروهی از مترجمان

   9- مکاتب اخلاقی                        استاد مصباح یزدی

 10- درآمدن به فلسفه اخلاق             ترجمه سهراب علوی نیا

 

معرفی برخی از موضوعات جهت تحقیق و مطالعه بیشتر

1-    ضرورت و اهمیت فلسفه اخلاق

2-    چرا در جهان اسلام بحث فلسفه اخلاقکمتر مورد توجه بوده است

3-    تبيين چگونگی نقش نیت و شکل ظاهر عمل در تعیین ارزش اخلاقی

4-    دیدگاه‌های مختلف در رابطه با معیار ارزش اخلاقی نقد و بررسی کنید

5-    نقش تربیتی و پذیرش هر کدام از دیدگاه‌های مطلق گرایی ونسبی گرایی

6-     عوامل مسئولیت پذیری و چگونگی شکل گیری آن در انسان

7-    رابطه دین و اخلاق و نقد و بررسی دیدگاه‌های مختلف در این رابطه

8-    رابطه اخلاق و سیاست و نقد و بررسی دیدگاه‌های مختلف در این رابطه

9-    نسبی‌گراین و دلیل(دلایل) پیدایش آن

10-بررسی رابطه اخلاق و فلسفه اخلاق

- بخش اول: کلیات               فصل1

1- بررسی معانی لغوی و اصطلاحی واژه اخلاق

2- دلایل اهمیت علم اخلاق

3- تعریف علم اخلاق

4- تفاوت تربیت و اخلاق+ هدف و وظیفه علم اخلاق

5- معیار ارزش اخلاقی در اسلام

6- رابطه اخلاق با سایر علوم

7- پژوهش‌های اخلاقی

8- توانمندی انسان در زمینه اخلاقی زیستن و بیان ایرادات و اشکالات

9- نقش اخلاق در نجات فرد و جامع

10- مفهوم لجام گسیختگی زبان و بیان حدیث

بخش دوم: اطلاق یا نیت در اخلاق         فصل4

1-    مفهوم مطلق بودن اخلاق

2-    دلایل مطلق بودن اخلاق

3-    انواع مطلق گرایی+ معنای درست مطلق گرایی

4-    طرح اشکالات در باب مطلق گرایی

5-    مفهوم نسبی ‌گرایی+ معنای درست نسبی‌گرایی

6-     نقد مطلق‌گرایی کانت

7-    ادله نسبی‌گرایان

8-    علت پیدایش نسبی‌گرایی

9-    پیامد‌های نسبی‌گرایی

10-بیان حدیث

بخش سوم: مسئولیت اخلاقی               فصل 5

1-   

لغوي

اصطلاحي

معنای مسئولیت

 

2-    انواع مسئولیت

3-    تفاوت مسئولیت حقوقی و اخلاقی

4-    شرایط مسئولیت اخلاقی

5-    معانی و کاربردهای اختیار

6-     انواع جبر

7-    قلمرو مسئولیت

8-    عوامل موثر در مسئولیت

9-    عوامل تعیین کننده در مسئولیت 

10-دلایل مسئولیت ناپذیری

بخش چهارم: رابطه دین و اخلاق     فصل 6

1-    دیدگاههای مختلف در مورد دین و اخلاق

2-    نیاز اخلاق به دین

3-    نیاز دین به اخلاق

بخش پنجم: مطالب CD

1- دلایل آفرینش شیطان(13/5/90)

2-    راه‌های نفوذ شیطان (1) (15/5/90)

3-    راه‌های نفوذ شیطان (2) (16/5/90)

4-    دعا و چگونگی(شرایط) استجابت آن (1/6/90)

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 15:53  توسط احمد میرزازاده  | 

سرفصل درس اخلاق اسلامی دانشکده های فنی آستانه ولاهیجان (روی ادامه مطلب کلیک کنید)

منابع و سر فصل‌های درس اخلاق اسلامی در دانشکده‌های فنی لاهیجان و آستانه سال تحصیلی 91-90

 

- منبع اصلی: اخلاق اسلامی          محمد داوودی             نشر معارف

- منابع فرعی جهت تحقیق و مطالعه

1- اخلاق اسلامی                       مسعود آذربایجانی – احمد دیلمی

2- اخلاق اسلامی                       دکتر محمد علی سادات

3- زندگی در پرتو اخلاق               آیت الله مکارم شیرازی

4- فلسفه اخلاق                        دکتر احمد حسین شریفی

5- مبانی و مباوی اخلاق در قرآن     آیت الله جوادی آملی

6- مراحل اخلاق در قرآن              آیت الله جوادی آملی

7- آفات زبان                            آیت الله مجتبی تهرانی

8- آیین زندگی                         دکتر احمد حسین شریفی

9- اخلاق در قرآن ج 3-1             استاد مصباح یزدی

10- چهل حدیث                       امام خمینی

11- معارف قرآن                        استاد مصباح یزدی

12- اخلاق در قرآن                    آیت الله مکارم شیرازی

 

 معرفی برخی از موضوعات جهت تحقیق و انجام پروژه:

1-    نقش اخلاق در نجات انسان امروزی از انحطاط

2-    اخلاق از منظر نهج البلاغه

3-    نقش اخلاق در سازندگی انسان

4- نقش اخلاق و تربیت اخلاقی در جهت دهی و اصلاح رفتار انسان

5- بررسی نمونه‌هایی اخلاق فردی حضرت رسول اکرم(ص)

6- بررسی اخلاق اجتماعی حضرت رسول اکرم(ص)

7- نماز در نظر رسول اکرم(ص)

8- نقش نماز در باز دارندگی از فحشا و منکر

9- دنیا و جایگاه آن از نظر علی(ع)در نهج البلاغه

10- بررسی نقش تخریبی گناه در زندگی دنیوی انسان

11- تکبر و آثارزیانبار آن از از منظر روایات

12- خود شناسی و اهمیت و آثار آن

13- بررسی نمونه هایی از گناهان زبان

14- دعا و تاثیر آن در سرنوشت انسان

15- احسان و نیکی به دیگران و تاثیر آن در سرنوشت انسان

16- زیارت ائمه و آثاردر زندگی دنیوی و اخروی انسان

17- بررسی تاثیر لقمه وام در زندگی دنیوی و اخروی

18- بررسی ملاک‌های برتری انسان از نظر قرآن

19- امر به معروف و نهی از منکر و جایگاه آن در دین اسلام

20- بررسی رابطه اخلاق و دین

 

  - بخش اول: کلیات (فصل2و1 کتاب درسی):

1-    بررسی لغوی و اصطلاحی واژه‌ی اخلاق

2-    تعریف علم اخلاق

3- دلایل اهمیت علم اخلاق

4- تفاوت تربیت و اخلاق+ هدف و وظیفه علم اخلاق

5- لجام گسیختگی زبان و بیان حدیث :بهتان +تهمت

6- معیار ارزش اخلاقی در اسلام

7- پژوهش های اخلاقی

8- رابطه اخلاق با علوم دیگر

9- توانمندی انسان در زمینه اخلاقی زیستن و بیان ایرادات و اشکالات

10- مطلق یا نسبی بودن اخلاق    

11- نقش اخلاق در نجات فرد و جامعه

 

تعریف با ذکر مثال:

علامت‌های تسلیم شوندگان:

راه رسیدن:

آثار:

بخش دوم: فضائل ایمانی و اجتماعی (فصل 4و3 کتاب درسی)

 

1- تسلیم

 

در لغت و اصطلاح:

دلایل اهمیت:

مراتب + انواع:

آثارصبر:

 


2- صبر

 

تعریف:

ابعاد عمل:

مراتب نیت:

آثاراخلاص:

فکر گناه و فکر کار خوب در چه صورت پاداشی یا کیفر دارد:

تاثیر نیت در ارزش گذاری کارها:

 

 


3-    اخلاص

 

 

تعریف:

آثار

 

راه رسیدن

 


4- اعتدال

 

 

 

 

تعریف:

علت نامگذاری:

انواع گناه:

آثارگناه:

دلایل ارتکاب گناه:

عواملی که عقوبت گناه را زیاد می‌کند:

بخش سوم :رذائل اخلاقی

 

 

1- گناه

 

 

 

 

تعریف:

تفاوت غضب با شجاعت:

در چه صورتی پسندیده و در چه صورت ناپسند است:

راه درمان:

آثار مثبت:

آثار منفی:

 

 

 


2- غضب

 

 

 

تعریف:

علامت شخص حسود:

تفاوت حسد با غبطه:

آثارحسد:

 

 


3- حسد

 

 

 

بخش چهارم:مطالبCD

1-    دلایل آفرینش شیطان(13/5/90)

2-    راه‌های نفوذ شیطان (1) (15/5/90)

3-    راه‌های نفوذ شیطان (2) (16/5/90)

4-    دعا و شرایط استجابت آن (1/6/90) 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 15:52  توسط احمد میرزازاده  | 

سرفصل درس اخلاق اسلامی واحد دانشگاه آزاد لنگرود (روی ادامه مطلب کلیک کنید)

معرفی و منابع و سر فصل های درس اخلاق اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد لنگرود نیمسال دوم سال تحصیلی 91-90

- منبع اصلی:اخلاق اسلامی                محمد داوودی             نشر معارف

منابع فرعی جهت تحقیق و مطالعه بیشتر:

1- اخلاق اسلامی                  مسعود آذربایجانی- احمد دیلمی

2- اخلاق اسلامی                  دکتر محمد علی سادات

3- اخلاق کاربردی                 دکتر احمد حسین شریفی

4- فلسفه اخلاق                   دکتر احمد حسین شریفی

5- فلسفه اخلاق                             مرتضی مطهری

6- گناهان زبان                     آیت الله مجتبی تهرانی

7- مبانی و مباوی اخلاق در قرآن                             آیت الله جوادی آملی

8- مراحل اخلاق در قرآن                                      آیت الله جوادی آملی

9- اخلاق در قرآن ج 3-1                           آیت الله مصباح یزدی

10- چهل حدیث                                      امام خمینی(ره)

11- شرح حدیث جنود عقل و جهل                امام خمینی(ره)

12- زندگی در پرتو اخلاق                           آیت الله مکارم شیرازی

 

معرفی برخی از موضوعات جهت تحقیق و انجام پروژه:

1-    بررسی نقش نماز در جلوگیری از انحرافات

2-    بررسی معیارهای انسان برتر از نگاه قرآن

3-    نقش اخلاق در نجات انسان از انحطاط

4-    اخلاق از منظر نهج البلاغه

5-    بررسی نقش تخریبی گناه در زندگی دنیوی انسان

6-     تو به و شرایط آن در قرآن

7-    بررسی اخلاق فردی حضرت رسول اکرم(ص)

8-    بررسی اخلاق اجتماعی حضرت رسول اکرم(ص)

9-    بررسی چند نمونه از گناهان زبان

10-      شیطان و نقش آن در گمراهی

11-      امر به معروف و نهی از منکر و آثار اجرایی در جامعه

12-      احسان به پدر و مادر و آثار آن از نظر قرآن و روایات

13-      دعا و نقش آن در سلامت روان

14-      نقش اخلاق و تربیت اخلاقی در جهت دهی و اصلاح رفتار انسان

15-      امر به معروف و نهی از منکر و جایگاه آن در دین اسلام

16- دعا و تاثیر آن در سرنوشت انسان

17-      احسان به پدر و مادر و تاثیر آن در سرنوشت انسان

18-      درباره رذایل اخلاقی مانند کبر- بخل و خشم که موانع تحکیم روابط اجتماعی هستند بررسی کنید.

19-      بر اساس آیات سوره مبارکه حجرات اصول صحیح معاشرت را بررسی کنید.

-         بخش اول: کلیات (فصل2و1 کتاب درسی):

1-    بررسی معانی لغوی و اصطلاحی واژه‌ی اخلاق

2-    تعریف علم اخلاق

3-    دلایل اهمیت علم اخلاق

4-    هدف و وظیفه علم اخلاق +تفاوت تربیت و اخلاق

5-    لجام گسیختگی زبان و بیان حدیث در این رابطه

6-     معیار ارزش اخلاقی در اسلام

7-    پژوهش های اخلاقی

8-    توانمندی انسان در زمینه اخلاقی زیستن و بیان اشکالات

9-    رابطه اخلاق با علوم دیگر

10- نقش اخلاق در نجات فرد و جامعه

11- مطلق یا نسبی بودن اخلاق    

مفهوم با ذکر مثال

نشانه های تسلیم شوندگان

راه رسیدن

آثار تسلیم

- بخش دوم:فضایل ایمانی و اجتماعی

 

1- تسلیم در برابر خدا             

تعریف

تفاوت خوف و رجاء

شباهت خوف و رجاء

تفاوت آمال و آرزوها – تفاوت خوف و خیشت  آثار خوف رجاء

 

 


2- خوف و رجاء

 

مفهوم و تعریف

مراتب شکر

رابطه شکر با افزایش یا کاهش نعمت ها

دلیل شکر گزاری راه رسیدن

 


3- شکر

 

در لغت و اصطلاح

ریشه های عفت

آثار عفت

راه رسیدن

 

 


4- عفت

بخش سوم : رذائل اخلاقی(فصل 5)

تعریف (مفهوم)

وجه تسميه

آثار گناه

انواع گناه

عواملی که عقوبت گناه را زیاد می‌کند

راه های دوری از گناه

 

 


1- گناه

 

 

تعریف

تفاوت آن با عجب

مراتب کبر

دلایل کبر

 


2- تکبر

 

تعریف

آثار حسد

تفاوت حسد با غبطه

عوامل حسد

علامت شخص حسد

راه مبارزه

 

 


3- حسد

 

 

 

 

بخش چهارم: بخش های از CD

1-    دلیل(دلایل)آفرینش شیطان(13/5/90)

2-    راه‌های نفوذ شیطان (1) (15/5/90)

3-    راه‌های نفوذ شیطان (2) (16/5/90)

4-    دعا و چگونگی استجابت آن (1/6/90)   

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 15:51  توسط احمد میرزازاده  | 

سرفصل درس اخلاق اسلامی واحد دانشگاه آزاد رودسر (روی ادامه مطلب کلیک کنید)

« باسمه تعالی»

 

منابع و سرفصل درس اخلاق اسلامي در دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودسر و املش

 

- منبع اصلي : اخلاق اسلامي          محمد داوودي نشر معارف

- منابع فرعي جهت مطالعه و تحقيق

1- اخلاق اسلامي                               احمد ديلمي – مسعود آذربايجاني

2- اخلاق اسلامي                                دكتر محمد علي سادات

3-آيين زندگي ( اخلاق كاربردي )             دكتر احمد حسين شريفي

4- مراحل اخلاق در قرآن                       آيت ا... جوادي آملي

5-مباني و مبادي اخلاق در قرآن              آيت ا... جوادي آملي

6-اخلاق در قرآن ج 3-1 آيت ا... مصباح  يزدي

7- چهل حديث                                  امام خميني (ره)

8- شرح حديث جنود عقل و عقل            امام خميني (ره)

9- آفات زبان ج 3-1 آيت ا... مجتبي تهراني

10- فلسفه اخلاق                          دكتر احمد حسين شريفي

11-زندگي در پرتو اخلاق                آيت ا... ناصر مكارم شيرازي

 

معرفي برخي از سايت­ها ( پايگاه­ها ) :

 -1www.sid.ir  جهاد دانشگاهي                    

-2www.balagh.net پايگاه اطلاع رساني ابلاغ              

-3www.hawzah.net پايگاه حوزه             

-4www.teb yen.net مؤسسه تبيان             

-5www.porse man.orgپرسمان ( نهاد نمايندگي معظم رهبري دردانشگاهها)        

-6www.madi313.orgمركز تخصصي مهدويت          

-7www.razavi.tvآستان قدس رضوي                          

-8www.pasokhgooiinمركز ملي پاسخگويي ديني        

 

معرفي برخي از موضاعات جهت مطالعه و تحقيق :

1-نقش اخلاق ديني در حل بحران­ها

2- جايگاه اخلاق در مكاتب سكولار

3-توبه در آيات و روايات

4- بررسي جايگاه انسان در آيات و روايات

5-بررسي آثار و پيامدهاي گناه در آيات

6- بررسي آثار و پيامد گناه در روايات

7-رابطه اخلاق با دين

8-رابطه اخلاق با سياست

9-غيبت و آثار و پيامدهاي آن

10-تكبر و آثار و پيامدهاي آن

11-بيان ويژگي­هاي انسان اخلاقي از منظر قرآن

12- بيان ويژگي­هاي انسان اخلاقي از منظر روايات

13-اخلاق از منظر نهج البلاغه

14-نقش نماز در جلوگيري از فحشا در منكر

15- تأثير دعا و در سرنوشت انسان

16- احسان به پدر و مادر و تأثير آن در سرنوشت انسان

17-امر به معروف و نهي از منكر و جايگاه آن در دين

18-بررسي نمونه­هاي از اخلاق فردي پيامبر اكرم (ص)

19-بررسي نمونه­هايي از اخلاق اجتماعي پيامبر (ص)

20- خودشناسي ، اهميت و آثار آن

 

سر فصل­ها

بخش اول : كليات ( فصل 2 و 1 كتاب درسي )

1-بررسي معاني لغوي و اصطلاحي واژه اخلاق

2-تعريف علم اخلاق

3-تفاوت تربيت و اخلاق + هدف و وظيفه اخلاق

4-مفهوم لجام گسيختگي زبان و بيان حديث در اين رابطه

5-معيار ارزش اخلاقي در اسلام

6-پژوهش­هاي اخلاقي

7-توانمندي انسان در زمينه اخلاقي زيستن و بيان ايرادات و اشكالات

8-رابطه اخلاق با علوم ديگر

9-رابطه اخلاق و فلسفه بعثت پيامبر اكرم (ص)

10- مطلق يا نسبي بودن اخلاق

11- نقش اخلاق در نجات فرد و جامعه

 

بخش دوم : فضائل اخلاقي و اجتماعي ( فصل 4 و 3 كتاب درسي )

تعريف و مفهوم با ذكر مثال

علامت و نشانه­هاي تسليم شوندگان

راه رسيدن + آثار تسليم

 


 

1- تسليم

تعريف و مفهوم

مراتب توكل 

شرايط توكل

نقش توكل در زندگي انسان 

 


 

2-توكل

 

در لغت و اصطلاح

 دليل اهميت

 مراتب و انواع

 آثار  

                  

          

 

3-صبر

 

 

مفهوم و تعريف

آثار و پيامدها

راه رسيدن 

4-اعتدال

شرايط

آثار اجراي امر به معروف و ....

آثار ترك امر به معروف و .....

 


 

5-امر به معروف و نهي از منكر

 

 

بخش سوم : رذائل اخلاقي

تعريف :

وجه تسميه

انواع گناه

دليل ( دلايل ارتكاب گناه

آثار گناه

دليل منع از گناه

عواملي كه عقوبت گناه را زياد مي­كند .

 


 

1- گناه

 

 

 

تعريف

تفاوت غضب با شجاعت

در چه صورت پسنديده در جه صورتي ناپسند است .

آثار

راه درمان

 


 

2-غضب

 

 

تعريف

آثار و پيامد   

 

 

3-هواي نفس 

تعريف

تفاوت آن با غبطه

علامت شخص حسود

آثار حسد

 


 

4-حسد 

 

 

بخش چهارم :  مطالب CD

1-چرا خدا شيطان را آفريد ( 13 /5/90)

2- راههاي نفوذ شيطان (1) (15/5/90)

3- راههاي نفوذ شيطان (1) (16/5/90)

4- آداب دعا و چگونگي استجابت آن (1/6/90)

5- نماز مانع بروز خرافات در جامعه

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 15:50  توسط احمد میرزازاده  | 

ذكر و نقش آن در تربيت اخلاقي(باکلیک در قسمت ادامه مطلب مشاهده نمایید)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 10:44  توسط احمد میرزازاده  |